گابلین
#گابلین
پارت 20
*صبح*
از خواب بلند میشه
ارایش میکنه
لباسش رو میپوشه
سوار موتور میشه
گاز میده
میرسه دانشگاه
♤: سلامممم
☆: سلام
♤: چیزی شده ؟ احساس میکنم خوب نیستی
فلیکس کل حرفای دیشب رو میگه
♤: یعنی معلوم میشه کیه این که خوبه
☆: نه اتفاقا اصلا خوب نیست یادت رفته من فرشته ام و خونم میتونه براش خیلی خوب و مفید باشه
تازه اگه خونم رو بخوره باید فقط با اون ازدواج کنم
تازه باید بچه هم بیارم من میترسمممم
♤: ای وای خیلی دارک شد که بیا بریم حالا سر کلاس
☆: اره بریم
میرن و استاد میاد و شروع میکنه
استاد: گروه بندی شدین
فلیکس ، لینو، جونگین، سونگمین
فلیکس سرگروهه
بقیه رو هم میگه
خب خسته نباشید میتونید برین.
همه میان بیرون
°°: عشقم بریم
♤: وایسا
هعی فلیکس میخوای بیای پیش ما؟
☆: نه بابا زنگ میزنم کای بیاد
°°: کای رفته سر کار تا شب فکر کنم نیست
☆: اوم اوکی نگران نباشین من خوبم
♤: اوکی
سوار موتور میشه گاز میده و میرسه خونه
وارد خونه میشه
لباسش رو عوض میکنه
یه تیشرت میپوشه فقط
خونه رو تمیز میکنه
میره حموم و میاد بازم فقط یه تیشرت میپوشه
یه کم غذا میخوره
شام درست میکنه
میره میشینه اروم رو مبل فیلم دیدن
*شب*
تو حال خودش بود و داشت فیلم میدید که یهو یکی زنگ زد
رفت سمت در
از چشمی نگاه کرد ولی هیچی معلوم نبود
درو باز کرد که یهو کای رو دید
☆: کای مگه تو کلید نداری ؟ مگه سر کار نبودی؟
یهو ماسک رو از رو صورتش ور میداره
(از الان به بعد دیگه کای وجود نداره♡ این علامت هیونه)
♡: فرشته کوچولو بلاخره منو دیدی
فلیکس تعجب میکنه
میافته زمین
میره عقب
♡: فرار کن خوشم میاد وقتی قایم میشی خیلی وقته دنبالت میگردم
☆: ولممم کنننن چطوری نفهمیدم اون تویی
♡: من ماسک داشتم کوچولو
فلیکس بلند میشه
میدواعه سمت اتاقش
تا میاد درو ببنده هیونجین پاش رو میزاره لای در
☆: ولم کننن برووو
♡: عمرا تازه پیدات کردم اون روز تو رستوران من بودم که نگاهت کردم
هیونجین درو هل میده و فلیکس پرت میشه اروم رو زمین
فلیکس میره عقب میخوره به تخت
میره اروم رو تخت
یهو هیونجین میره سمتش و دستاش رو بالا سرش قفل میکنه
♡: اگه زیاد وول نخوری دردش کم ترهه
فلیکس وول میخوره
☆: -داد کمککککک ولم کنننن بزار برممم
هیونجین اروم لبای فلیکس رو میبوسه
و جدا میشه
اروم میره سمت گردن فلیکس
دندون هاش رو میکنه تو پوستش
و اروم خونش رو میخوره
☆: اخخخ ولم کنننن
بعد چند مین جدا میشه
♡: خیلی منتظر این خون بودم
تو دیگه مال منییی
☆: ازت بدم میاددددد اشغاللل
چطور تونستی هاااا؟
اه من خر عاشق شده بودم
♡: هنوزم میتونی باشی
☆: نمیخوام اصلا چطور جرات کردی خون دوستام رو بخوری چرا این کارو کردی
♡: اگه این کاروو نمیکردم نمیتونستم انقدر صبر کنم
فلیکس وول میخوره
☆: از روی من بلند شو هوففف گردن قشنگم
♡: نوچ تازه داره شروع میشه
اروم لبای فلیکس رو میبوسه
بعد شروع میکنه مارک انداختن رو بدن سفید فلیکس
فلیکس هیون رو هل میده
☆: عوضی حتی اسمتم نمیدونم از روم بلند شو گشنمه
♡: عاا دلت میاد به شوهرت بگی عوضی
بعدشم اسم واقعیم هیونجینه باشه کوچولو بریم شام بخوریم
☆: تو شوهر من نیستییییی -داد
هیونجین فلیکس رو میگیرهه و.....
پارت 20
*صبح*
از خواب بلند میشه
ارایش میکنه
لباسش رو میپوشه
سوار موتور میشه
گاز میده
میرسه دانشگاه
♤: سلامممم
☆: سلام
♤: چیزی شده ؟ احساس میکنم خوب نیستی
فلیکس کل حرفای دیشب رو میگه
♤: یعنی معلوم میشه کیه این که خوبه
☆: نه اتفاقا اصلا خوب نیست یادت رفته من فرشته ام و خونم میتونه براش خیلی خوب و مفید باشه
تازه اگه خونم رو بخوره باید فقط با اون ازدواج کنم
تازه باید بچه هم بیارم من میترسمممم
♤: ای وای خیلی دارک شد که بیا بریم حالا سر کلاس
☆: اره بریم
میرن و استاد میاد و شروع میکنه
استاد: گروه بندی شدین
فلیکس ، لینو، جونگین، سونگمین
فلیکس سرگروهه
بقیه رو هم میگه
خب خسته نباشید میتونید برین.
همه میان بیرون
°°: عشقم بریم
♤: وایسا
هعی فلیکس میخوای بیای پیش ما؟
☆: نه بابا زنگ میزنم کای بیاد
°°: کای رفته سر کار تا شب فکر کنم نیست
☆: اوم اوکی نگران نباشین من خوبم
♤: اوکی
سوار موتور میشه گاز میده و میرسه خونه
وارد خونه میشه
لباسش رو عوض میکنه
یه تیشرت میپوشه فقط
خونه رو تمیز میکنه
میره حموم و میاد بازم فقط یه تیشرت میپوشه
یه کم غذا میخوره
شام درست میکنه
میره میشینه اروم رو مبل فیلم دیدن
*شب*
تو حال خودش بود و داشت فیلم میدید که یهو یکی زنگ زد
رفت سمت در
از چشمی نگاه کرد ولی هیچی معلوم نبود
درو باز کرد که یهو کای رو دید
☆: کای مگه تو کلید نداری ؟ مگه سر کار نبودی؟
یهو ماسک رو از رو صورتش ور میداره
(از الان به بعد دیگه کای وجود نداره♡ این علامت هیونه)
♡: فرشته کوچولو بلاخره منو دیدی
فلیکس تعجب میکنه
میافته زمین
میره عقب
♡: فرار کن خوشم میاد وقتی قایم میشی خیلی وقته دنبالت میگردم
☆: ولممم کنننن چطوری نفهمیدم اون تویی
♡: من ماسک داشتم کوچولو
فلیکس بلند میشه
میدواعه سمت اتاقش
تا میاد درو ببنده هیونجین پاش رو میزاره لای در
☆: ولم کننن برووو
♡: عمرا تازه پیدات کردم اون روز تو رستوران من بودم که نگاهت کردم
هیونجین درو هل میده و فلیکس پرت میشه اروم رو زمین
فلیکس میره عقب میخوره به تخت
میره اروم رو تخت
یهو هیونجین میره سمتش و دستاش رو بالا سرش قفل میکنه
♡: اگه زیاد وول نخوری دردش کم ترهه
فلیکس وول میخوره
☆: -داد کمککککک ولم کنننن بزار برممم
هیونجین اروم لبای فلیکس رو میبوسه
و جدا میشه
اروم میره سمت گردن فلیکس
دندون هاش رو میکنه تو پوستش
و اروم خونش رو میخوره
☆: اخخخ ولم کنننن
بعد چند مین جدا میشه
♡: خیلی منتظر این خون بودم
تو دیگه مال منییی
☆: ازت بدم میاددددد اشغاللل
چطور تونستی هاااا؟
اه من خر عاشق شده بودم
♡: هنوزم میتونی باشی
☆: نمیخوام اصلا چطور جرات کردی خون دوستام رو بخوری چرا این کارو کردی
♡: اگه این کاروو نمیکردم نمیتونستم انقدر صبر کنم
فلیکس وول میخوره
☆: از روی من بلند شو هوففف گردن قشنگم
♡: نوچ تازه داره شروع میشه
اروم لبای فلیکس رو میبوسه
بعد شروع میکنه مارک انداختن رو بدن سفید فلیکس
فلیکس هیون رو هل میده
☆: عوضی حتی اسمتم نمیدونم از روم بلند شو گشنمه
♡: عاا دلت میاد به شوهرت بگی عوضی
بعدشم اسم واقعیم هیونجینه باشه کوچولو بریم شام بخوریم
☆: تو شوهر من نیستییییی -داد
هیونجین فلیکس رو میگیرهه و.....
- ۳۴۷
- ۳۰ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط