{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پیچ و تاب ......من در اولین بار آنقدر

پیچ و تاب ......من در اولین بار آنقدر
از شهرت دور بودم که گویی
روی خط استوا زندگی میکردم
و تو در اولین باران آنقدر خیس شده بودی
که گویا فقط صدایت
مث همان بار اول
اصن
چرا اینجا
هوا ابری هم نمیشود
چه برسد به ☁️ باران زا


......خودم اینجا دلم در پیش دلبر خودم اینجا دلم در پیش دلبر.......
دیدگاه ها (۰)

پیچ و تاب ...بیا برای تکثیر خیالیک زمینِ دیگری پیدا کنیمبی ح...

پیچ و تاب .......کلمات من با پدر بزرگ میشونداما بی مادر ترین...

پیچ و تاب .....حرف ،ما داشتیم چیزی از گذشته را شخم می‌زدیم ک...

بادی از سیارات دیگر

رمان زیر نور خاموش سئول... ---پیشانی‌ات هنوز روی سینه‌ام بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط