Love and hate
Love and hate
پارت ۹
{پرش زمانی به وقتی که به کمپانی رسیدن}
{ویو ا.ت رفتیم داخل دم در دفتر پی دی نیم وایسادیم نامجون در زد و رفتیم داخل پی دی نیم وقتی من و سانا رو دید تعجب کرد و گفت(بچه ها پی دی نیم رو پ.ن مینویسم)
پ.ن:سلام
همه:سلام
پ.ن:خب شما حتماً اون دو تا عضو جدید هستید
سانا و ا.ت:بله
پ.ن:من چند بار به کارآموز ها سر زدم ولی شما دوتا رو تا حالا ندیدم
ا.ت:خب راستش(تمام ماجرا رو گفت)
پ.ن:یعنی شما دو تا کارآموز نبودید
سانا:نه ولی اگه میخواین کارمون رو ببینید میتونیم همین الان اجرا کنیم
جیهوپ:راست میگن هر دنسی رو فقط با یک بار نگاه کردن میتوانند بهتر از اون برند
پ.ن:جدی؟(تعجب)
ا.ت:بله
پ.ن:خب ما اینجا یک سالن داریم یک فیلم نشونتون میدم با آهنگ باید آهنگ رو همراه دنس خودتون بخونید
ا.ت و سانا:اوکی(خونسرد)
{بچه ها چون گشادیم میشه ویو بعد از اجرا)
پ.ن:عالی بود
ا.ت و سانا: ممنون (یکم سر خم کردن)
پ.ن:خب دو روز دیگه یک کنسرت دارید و امروز شما دوتا هم به عنوان عضو رسمی معرفی میشد
اعضا: چی عضو رسمی به این زودی
پ.ن:اره آخه اینا بینظیر هستند
ا.ت و سانا:مرسی
{ویو ا.ت}
داشتیم میرفتیم که پی دی نیم منو صدا زد بقیه رفتن و من موندم
ا.ت:چیزی شده
پ.ن:نه فقط میخواستم بگم منو مثل پدرت بدون اگه مشکلی است بهم بگو
ا.ت:چطور مگه
پ.ن:آخه احساس میکنم یکم ناراحتی
ا.ت:نه چیزی نیست ولی بازم ممنونم اگه چیزی شد حتماً بهتون میگم
پ.ن:خیلی خب میتونی بری
رفتم بیرون و رفتم توی ون که پسرا سوال پیچم کردن
تهیونگ:ازت مشکل گرفت؟
یونگی:ناراحتت کرد
جونگکوک چی خواست
(و بقیه هم همینطور میگفتند)
ا.ت:بسه فقط بهم گفت(همه چیز رو بهشون گفت)
جونگکوک:عجیبه خیلی هم عجیبه
سانا:چرا
جونگکوک:پی دی نیم به راحتی از کسی خوشش نمیاد و...
(یونگی وسط حرفش پرید)
یونگی:این جمله ها رو به هر کسی نمیگه
ادامه دارد....
بچه ها ساعت سه شب براتون پارت گذاشتم
پارت ۹
{پرش زمانی به وقتی که به کمپانی رسیدن}
{ویو ا.ت رفتیم داخل دم در دفتر پی دی نیم وایسادیم نامجون در زد و رفتیم داخل پی دی نیم وقتی من و سانا رو دید تعجب کرد و گفت(بچه ها پی دی نیم رو پ.ن مینویسم)
پ.ن:سلام
همه:سلام
پ.ن:خب شما حتماً اون دو تا عضو جدید هستید
سانا و ا.ت:بله
پ.ن:من چند بار به کارآموز ها سر زدم ولی شما دوتا رو تا حالا ندیدم
ا.ت:خب راستش(تمام ماجرا رو گفت)
پ.ن:یعنی شما دو تا کارآموز نبودید
سانا:نه ولی اگه میخواین کارمون رو ببینید میتونیم همین الان اجرا کنیم
جیهوپ:راست میگن هر دنسی رو فقط با یک بار نگاه کردن میتوانند بهتر از اون برند
پ.ن:جدی؟(تعجب)
ا.ت:بله
پ.ن:خب ما اینجا یک سالن داریم یک فیلم نشونتون میدم با آهنگ باید آهنگ رو همراه دنس خودتون بخونید
ا.ت و سانا:اوکی(خونسرد)
{بچه ها چون گشادیم میشه ویو بعد از اجرا)
پ.ن:عالی بود
ا.ت و سانا: ممنون (یکم سر خم کردن)
پ.ن:خب دو روز دیگه یک کنسرت دارید و امروز شما دوتا هم به عنوان عضو رسمی معرفی میشد
اعضا: چی عضو رسمی به این زودی
پ.ن:اره آخه اینا بینظیر هستند
ا.ت و سانا:مرسی
{ویو ا.ت}
داشتیم میرفتیم که پی دی نیم منو صدا زد بقیه رفتن و من موندم
ا.ت:چیزی شده
پ.ن:نه فقط میخواستم بگم منو مثل پدرت بدون اگه مشکلی است بهم بگو
ا.ت:چطور مگه
پ.ن:آخه احساس میکنم یکم ناراحتی
ا.ت:نه چیزی نیست ولی بازم ممنونم اگه چیزی شد حتماً بهتون میگم
پ.ن:خیلی خب میتونی بری
رفتم بیرون و رفتم توی ون که پسرا سوال پیچم کردن
تهیونگ:ازت مشکل گرفت؟
یونگی:ناراحتت کرد
جونگکوک چی خواست
(و بقیه هم همینطور میگفتند)
ا.ت:بسه فقط بهم گفت(همه چیز رو بهشون گفت)
جونگکوک:عجیبه خیلی هم عجیبه
سانا:چرا
جونگکوک:پی دی نیم به راحتی از کسی خوشش نمیاد و...
(یونگی وسط حرفش پرید)
یونگی:این جمله ها رو به هر کسی نمیگه
ادامه دارد....
بچه ها ساعت سه شب براتون پارت گذاشتم
- ۱۶
- ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط