{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

برای تو مینویسم که عزیزتر از جان شدی و لازم تر از نفس.

برای تو مینویسم که عزیزتر از جان شدی و لازم تر از نفس.
عزیز دور
عزیز دست نیافته
عزیز بوسیدنی
عزیز قلبم
برای تو مینویسم که خواستم تورا در آغوش بکشم؛
ولی دستانم کوتاه بود.
برای تو مینویسم که بوسیدنت آرزو بود.
برای تو مینویسم که یک جهانی.
مینویسم برای تمام روزهایی که قرار است نباشم.
باشد که بدانی و بدانند که تو را دوست میداشتم؛
بسیار،
بسیار.....
دیدگاه ها (۳)

چرا جدا نمی شود دلم دمی زیادتومگر چه کرده بادلم تیرنگاه پاک ...

ای گل زیبای من بسیار می نازم به تو...عشق من ای بهترین دلدار ...

ای که در خاطرِ خود خاطره از ما داریخوشتر از خاطره در خاطر ما...

لبت زندان و لبهایم شد احضارکه گیرد بوسه های داغ و ...

*زیر نور خاموش سئول.. فصل دوم... کتابخانه‌ی مدرسه همیشه خلوت...

چندپارتی نامجون درخواستیوقتی بین تو و داداشت فرق میذاشتpart ...

چندپارتی نامجون درخواستیوقتی بین تو و داداشت فرق میذاشتpart ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط