{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفت : خیلیا توو این شهر از خفگی مُردن.

گفت : خیلیا توو این شهر از خفگی مُردن.
گفتم : آره، این طرفا دریا سرِ سازگاری نداره با کسی.
گفت : دریا خیلیا رو کُشته
اما اونایی که من میگم
همشون از دلتنگی خفه شدن ...


#بابک_زمانی
دیدگاه ها (۳)

کاش...

چقد این عکسو دوستش دارم:)) اوج مظلومیت ما برادراست: ))

صِدایَت میکُنم هَرشَبتوهَم اِمشَب صِدایَم کُنتو مَغروریغرُور...

Part ¹⁷The name of the story: Madness hall(تالار جنون)گفتم:ح...

P²⁵The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

رومان عشق مافیا پارت 18 از زبان ا/تنشستم سره جام لینا گفت: ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط