{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتند صبح آمدنت صبح دیگری‌‌ست

گفتند صبح آمدنت صبح دیگری‌‌ست
صبحی که در ادامه‌اش از هر چه شب بَری‌ست

گفتند صبح جمعه‌ای از راه می‌رسی
جمعه برای آمدنت روز بهتری‌ست

هر روز هفته را به خودم قول می‌دهم
بعد از گذشت آن همه... این جمعه، آخری‌ست

از شنبه تا سه‌شنبه جهانم هوایی است
روز سه‌شنبه در دل دیوانه محشری‌ست

از شنبه تا سه‌شنبه برایم سه‌شنبه است
رو به جهان بسته‌ام این روز چون دری‌ست

(در می‌زنم) ـ کجاست کسی که... و این تویی
مردی که در نگاهش نور پیمبری‌ست

پس، از در سه‌شنبه گذر می‌کنم و بعد
به جمعه می‌رسم (نه... نه... این روز دیگری‌ست)

جمعه بدون آمدنت سخت مضطرب
این روزِ تلخِ بی تو، شب زجر آوری‌ست

هر هفت روز هفته‌ام از اشک پر شده
چشمم درون بستری از اشک بستری‌ست

از شنبه تا سه‌شنبه و جمعه... کدام صبح؟
گفتند صبح آمدنت صبح دیگری‌ست
دیدگاه ها (۸)

دوباره جمعه گذشت و قنوتِ گريان مانددوباره گيسوي نجواي ما پري...

سلام مولای تنهای من میدانم که خود هم از درد انتظارکشیدن خ...

سلام بر تو ای ای زلال آفتاب!بر پیکر نحیف احساس من بتاب مولای...

بنفسی انت یا شریدُ یا طرید ُ یا وحیدُ یا فریدُ یا وحید «فـــ...

خواب رویایی part: ۸ «آخر» _ اگر ...

. . . . . . . . .🄿🄰🅁🄺.🅂🄾🄷🄷🄸🄴 . . . . . ..🐼: خب خشگاا یه خب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط