{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خواب رویایی

خواب رویایی

part: ۸ «آخر»

_ اگر این را پیدا کردید، یعنی دوباره همدیگر را پیدا کردید
عشق، همیشه بر میگردد
حتی اگر اسمش را خواب بگذارید

ا.ت اشک در چشمانش جمع شد

_ این.....مال کیه؟

جونگ کوک کنار او ایستاد

_ فکر کنم......مال خودمون

آن شب روی ایوان خانه نشستند

دریا آرام بود

باد سرد می آمد، اما کنار هم گرم بودند

ا.ت به افق نگاه کرد و گفت:

_ فکر می کنی بعد از این چی می شه؟

جونگ کوک لحظه ی فکر کرد

بعد جواب داد:

_ فکر می کنم زندگی، همین زندگی،
صبح ها، قهوه، دعوا های کوچیک، آشتی، خنده......
و شاید یه روز، وقتی خیلی پیر شدیم باز هم همین جا بشینیم و به دریا نگاه کنیم

ا.ت لبخند زد

_ و اگر دوباره خواب همدیگه رو دیدیم چی؟

جونگ کوک به آرامی دستش را گرفت

_ اون وقت می فهمیم هنوز تموم نشده
فقط داره ادامه پیدا می کنه

ا.ت سرش را روی شانه اش گذاشت

برای اولین بار در تمام عمرش، ترس از بیدار شدن نداشت

سال ها بعد، وقتی موهای ا.ت و جونگ کوک سفید شده بود، هنوز هر غروب کنار همان پنجره می نشستند

هنوز هم گاهی بحث می کردند

هنوز همدیگه رو می خنداندند

و هنوز هم وقتی یکی شان خواب می دید دیگری صبح با لبخند می پرسید:

_ باز همون خواب را دیدی؟

و جواب همیشه یکی بود

_ آره

ولی این بار، آخرش همدیگه رو پیدا کردیم

«پایان»

چطور بود حتماً نظرتون رو بگید 🥺

لایک کامنت بازنشر یادتون نره 🤭
دیدگاه ها (۲)

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋𝟞: زیر آسمان سئولساعت نزدیک هشت شب بود.ا/ت ط...

صبح روز بعد، ات با قیافه‌ای کاملاً خواب‌آلود وارد سالن شد.از...

𝐓𝐡𝐞 𝐖𝐞𝐝𝐝𝐢𝐧𝐠 𝐃𝐚𝐲 | روز ازدواج𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟏صبح زود خونه از همیشه شلو...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟐 جونگ‌کوک چند لحظه بعد بالاخ...

𝙻𝚘𝚟𝚎 𝚖𝚎 𝚊𝚐𝚊𝚒𝚗 𝙿𝚊𝚛𝚝:⁵⁸جی‌هوپ رو به ا/ت گفت:جی‌هوپ:ولی مطمئنی ...

تک پارتی✨ات داشت دنبال شارژرش می‌گشت و هرچی می‌گشت پیداش نمی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط