نامبوسه ی سرد
نام/بوسه ی سرد
پارت/۲
ویو کوک*سوار ماشین شدم و رفتم سمته خونه و درو باز کردم که بوی سیگار کل خونه رو گرفته بود و داد های بابام که از دست خدمتکارا عصبی بود کل خونه رو گرفته بود و اروم رفتم سمته جا کفشی و کفشامو در اوردم و درو بستم که صدای عصبی بابام اروم شد و برگشتم که دیدم جلومه
کوک/هوم..بابا..
سئو/بلاخره امدی؟(سرد)
کوک/بله..چی شده؟؟چرا صداتون کل خونه رو گرفته بود؟
سئو/این خدمتکاری که گرفتی باز از دستوراتم سرپیجی کرد تو اینا رو از کجا میاری؟؟حرف گوش نمیدن(عصبی)
کوک/خوب..
دید یکی از خدمت کارا امد سمته کوک و کتشو گرفت
آجوما/جناب جئون..خیلی معذرت میخوام دخترم یه کاری کرد ولی خودم ادبش میکنم
سئو/نیازی نکرده وسایلتو جمع میکنی و با دخترت میری
اجوما/ولی...
سئو/ولی اگر نداره(داد)
اجوما/قربان...میدونم عصبی هستین ولی قول میدم دخترمو ادب کنم
سئو/نیاز..
تا خواست باقی حرفاشو بزنه کوک میون حرفاش شد
کوک/بابا یه فرصت بدین بهش قول میدم کاری نکنن اون خانم بورا هم.. حتما از قصد اون کارو نکرده...
سئو/هزنیه ی گلدونی که شکونده چی؟؟هوم؟؟اونو میخوایی چیکار کنی کوک؟؟
کوک/یکی دیگه براتون میخرم بابا..فقط به خاطر من به خانم آجوما و دخترش فرصت بدین اگر دوباره تکرار کردن خودم اخراج میکنم
سئو/باشه..فقط این بار دفعه ی دومی وجود نداره
کوک/ممنون(خم شد)
سئو/خواهش...میتونید برید سر کارتون....
اجوما/ممنون اقای جئون..و ممنون اقای جونگ کوک...
سئو/میرم تو اتاق کارم بعد بیا پیشم کوک..
کوک/چشم..
ویو کوک*دید باباش رفت بالا و برگشت سمته اجوما
کوک/خانم لطفا دخترتون رو ادب کنید به خدا این بارم به زور تونستم نگهتون دارم
اجوما/ببخشید جناب جئون دخترمه..از قصد گلدون رو نشکوند..
کوک/میدونم ولی لطفا سعی کنید دست و پا جلفتی نکنه...یکی اون دفعه که لیوانو شکوند..یکی هم این...دفعه ی بعدی وجود نداره اجوما خانم...
اجوما/چند سالی هست اینجا کار میکنم...و شماهم مثل پسره خودم حساب میشین...و حرفاتون برام ارزش داره...چشم..دخترمو درست میکنم بازم ممنونم جناب کوک(خم شد)
کوک/شما هم مثل مادرم هستین و برای همین فقط با شما خوبم با کسی خوب نیستم خودتونم شاهدین...با بقیه مثل چی رفتار میکنم...ولی شما زحمت هایی که برام کشیدن..و ازبچگی بزرگم کردین...خیلی ممنونم ...و حرفاتونم برام ارزش داره...میتونید برید سره کارتون و نیازی نیست جلوم خم شین..
اجوما/هوم...چشم...پس برم به کارا برسم..
کوک/بفرمایدد..
ویو کوک*برگشت و رفت سمته اتاق کاره باباش و بوی الکل میامد و رفت داخل و از بوی الکل حالش بد شد ولی تحمل کرد و درو بست
کوک/میتونم بشینم بابا؟
سئو/البته...
ویو کوک*نشست رو صندلی و به اطراف نگا کرد و دید باباش امد رو صندلی نشست و سرشو برد به سمته باباش و نگاش کرد
کوک/چرا گفتین بیام اینجا؟؟
سئو/کوک تورو از بچگی هم من بزرگ کردم هم اجوما...و اجوما هم یه خانواده ی ما حساب میشه ولی دخترش...دخترشو گفتی بایدکار کنه یا اجوما؟؟
کوک/مادرش گفت ...و برای اینکه حرفشو نزنم زمین قبول کردم...
سئو/باشه ولی دخترش داره هم کاره مادرشو خراب میکنه هم زندگی خودشو...دوست ندارم اون تو خونم مثل سوسک راه بره....
کوک/ببخشید؟؟سوسک؟(سعی کرد نخنده)
سئو/اره سوسک اینش مهم نیست لطفا برو باهاش حرف بزن و بگو دخترشو از کار بندازه دخترشم دانشجو هست باید درساشو بخونه نه که کار کنه
کوک/اوم چشم حتما بهشم میگم
سئو/هوم مرسی راستی گفتم بیایی اتاقم که برات کار جور کردم...میتونی بیایی شرکته من کار کنی و جلسه ها هم شرکت کنی..
کوک/واقعااا*ذوق*
سئو/اره ولی اگر کارا نصفه کاره بمونه من میدونم و تو باشه؟؟
کوک/چشم ولی چی شد یهویی تصمیم گرفتین تو شرکت شما کار کنم بابا؟؟
سئو/تو یه خشن ترین مافیایی و فکر میکنی همه میزارن بری تو شرکتشون کار کنی؟؟
کوک/عا..بله..چون قوی هستم..به قول شما یه مافیا خشن هستم و اونا ازم میترسن میتونم با یه کلمه از حرفم...برم سره کار..
سئو/بله فهمیدم ولی به هرحال بیا شرکتم کار کن..تا بعد تصمیم بگیریم کجا شرکت بزنی و اینا
کوک/چشم پس شرکتو از فردا شروع کنم؟؟
سئو/اره و باید ساعت ۶:۳۵ صبح تو شرکت باشی
کوک/چشم..
سئو/افرین میتونی بری..
کوک/هوم چشم
ویو کوک*درو باز کرد و رفت تو اتاقش و ساعتو دید که ۰۰:۰۰ شبه و ساعتو کوک کرد روی ۶:۳۵ و خوابید
*پایان*
امید وارم خوشتون امده باشه🌷♥️
پارت/۲
ویو کوک*سوار ماشین شدم و رفتم سمته خونه و درو باز کردم که بوی سیگار کل خونه رو گرفته بود و داد های بابام که از دست خدمتکارا عصبی بود کل خونه رو گرفته بود و اروم رفتم سمته جا کفشی و کفشامو در اوردم و درو بستم که صدای عصبی بابام اروم شد و برگشتم که دیدم جلومه
کوک/هوم..بابا..
سئو/بلاخره امدی؟(سرد)
کوک/بله..چی شده؟؟چرا صداتون کل خونه رو گرفته بود؟
سئو/این خدمتکاری که گرفتی باز از دستوراتم سرپیجی کرد تو اینا رو از کجا میاری؟؟حرف گوش نمیدن(عصبی)
کوک/خوب..
دید یکی از خدمت کارا امد سمته کوک و کتشو گرفت
آجوما/جناب جئون..خیلی معذرت میخوام دخترم یه کاری کرد ولی خودم ادبش میکنم
سئو/نیازی نکرده وسایلتو جمع میکنی و با دخترت میری
اجوما/ولی...
سئو/ولی اگر نداره(داد)
اجوما/قربان...میدونم عصبی هستین ولی قول میدم دخترمو ادب کنم
سئو/نیاز..
تا خواست باقی حرفاشو بزنه کوک میون حرفاش شد
کوک/بابا یه فرصت بدین بهش قول میدم کاری نکنن اون خانم بورا هم.. حتما از قصد اون کارو نکرده...
سئو/هزنیه ی گلدونی که شکونده چی؟؟هوم؟؟اونو میخوایی چیکار کنی کوک؟؟
کوک/یکی دیگه براتون میخرم بابا..فقط به خاطر من به خانم آجوما و دخترش فرصت بدین اگر دوباره تکرار کردن خودم اخراج میکنم
سئو/باشه..فقط این بار دفعه ی دومی وجود نداره
کوک/ممنون(خم شد)
سئو/خواهش...میتونید برید سر کارتون....
اجوما/ممنون اقای جئون..و ممنون اقای جونگ کوک...
سئو/میرم تو اتاق کارم بعد بیا پیشم کوک..
کوک/چشم..
ویو کوک*دید باباش رفت بالا و برگشت سمته اجوما
کوک/خانم لطفا دخترتون رو ادب کنید به خدا این بارم به زور تونستم نگهتون دارم
اجوما/ببخشید جناب جئون دخترمه..از قصد گلدون رو نشکوند..
کوک/میدونم ولی لطفا سعی کنید دست و پا جلفتی نکنه...یکی اون دفعه که لیوانو شکوند..یکی هم این...دفعه ی بعدی وجود نداره اجوما خانم...
اجوما/چند سالی هست اینجا کار میکنم...و شماهم مثل پسره خودم حساب میشین...و حرفاتون برام ارزش داره...چشم..دخترمو درست میکنم بازم ممنونم جناب کوک(خم شد)
کوک/شما هم مثل مادرم هستین و برای همین فقط با شما خوبم با کسی خوب نیستم خودتونم شاهدین...با بقیه مثل چی رفتار میکنم...ولی شما زحمت هایی که برام کشیدن..و ازبچگی بزرگم کردین...خیلی ممنونم ...و حرفاتونم برام ارزش داره...میتونید برید سره کارتون و نیازی نیست جلوم خم شین..
اجوما/هوم...چشم...پس برم به کارا برسم..
کوک/بفرمایدد..
ویو کوک*برگشت و رفت سمته اتاق کاره باباش و بوی الکل میامد و رفت داخل و از بوی الکل حالش بد شد ولی تحمل کرد و درو بست
کوک/میتونم بشینم بابا؟
سئو/البته...
ویو کوک*نشست رو صندلی و به اطراف نگا کرد و دید باباش امد رو صندلی نشست و سرشو برد به سمته باباش و نگاش کرد
کوک/چرا گفتین بیام اینجا؟؟
سئو/کوک تورو از بچگی هم من بزرگ کردم هم اجوما...و اجوما هم یه خانواده ی ما حساب میشه ولی دخترش...دخترشو گفتی بایدکار کنه یا اجوما؟؟
کوک/مادرش گفت ...و برای اینکه حرفشو نزنم زمین قبول کردم...
سئو/باشه ولی دخترش داره هم کاره مادرشو خراب میکنه هم زندگی خودشو...دوست ندارم اون تو خونم مثل سوسک راه بره....
کوک/ببخشید؟؟سوسک؟(سعی کرد نخنده)
سئو/اره سوسک اینش مهم نیست لطفا برو باهاش حرف بزن و بگو دخترشو از کار بندازه دخترشم دانشجو هست باید درساشو بخونه نه که کار کنه
کوک/اوم چشم حتما بهشم میگم
سئو/هوم مرسی راستی گفتم بیایی اتاقم که برات کار جور کردم...میتونی بیایی شرکته من کار کنی و جلسه ها هم شرکت کنی..
کوک/واقعااا*ذوق*
سئو/اره ولی اگر کارا نصفه کاره بمونه من میدونم و تو باشه؟؟
کوک/چشم ولی چی شد یهویی تصمیم گرفتین تو شرکت شما کار کنم بابا؟؟
سئو/تو یه خشن ترین مافیایی و فکر میکنی همه میزارن بری تو شرکتشون کار کنی؟؟
کوک/عا..بله..چون قوی هستم..به قول شما یه مافیا خشن هستم و اونا ازم میترسن میتونم با یه کلمه از حرفم...برم سره کار..
سئو/بله فهمیدم ولی به هرحال بیا شرکتم کار کن..تا بعد تصمیم بگیریم کجا شرکت بزنی و اینا
کوک/چشم پس شرکتو از فردا شروع کنم؟؟
سئو/اره و باید ساعت ۶:۳۵ صبح تو شرکت باشی
کوک/چشم..
سئو/افرین میتونی بری..
کوک/هوم چشم
ویو کوک*درو باز کرد و رفت تو اتاقش و ساعتو دید که ۰۰:۰۰ شبه و ساعتو کوک کرد روی ۶:۳۵ و خوابید
*پایان*
امید وارم خوشتون امده باشه🌷♥️
- ۵۷۵
- ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط