{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part عشق پنهان

part52 عشق پنهان
سوهو: یالا تفنگت رو بنداز زمین وگرنه یه گوله خالی میکنم تو مغز عشقت
《ویو سوهو》
البته که در آخر این کار رو میکنم
نویسنده: جونگ کوک تفنگش رو روی زمین گذاشت و به سمت سوهو پرتاپ کرد
《ویو جونگ کوک》
باید یه راهی باشه ...
نویسنده: جونگ کوک جلوی سوهو زانو زد
جونگ کوک: التماست میکنم این کار رو با من نکن
《ویو ات》
با این حرکت جونگ کوک خیلی تعجب کردم که بخاطر من جلوش زانو زد!
《ویو جونگ کوک》
یه مشت خاک از زمین بدون اینکه سوهو بفهمه برداشتم بلند شدم چند قدم جلو رفتم
سوهو: سرجات بمون《داد》
جونگ کوک: باشه باشه
نویسنده: سوهو تفنگش رو سمت کوک گرفت جونگ کوک سریع دست به کار شد و اون مشتی که پر خاک بود رو سمتش با قدرت پرتاپ کرد جوری که خاک رفت تو چشمای سوهو جونگ کوک سریع تفنگ توی دست سوهو رو ازش گرفت و یه گوله توی مغزش خالی کرد تو همون لحظه چند تا بادیگارد ریختن داخل و جونگ کوک چندتا گوله توی سر همشون خالی کرد ولی یکی از بادیگاردا یه تیر سمت دستی که باهاش تفنگ داشت زد و ...
☆شرط پارت بعدی☆
♡۸۵لایک♡
☆۵۵کامنت☆
★۳۵بازنشر♥︎
دیدگاه ها (۲۸)

part51 عشق پنهاننویسنده: ات با این حرف سوهو اروم گرفت میشد ت...

part50 عشق پنهانسوهو: سلام خانم اتات: تو کی هستی؟اینجا کجاست...

part41 عشق پنهان《ویو ات》با صدای جونگ کوک بیدار شدم جونگ کوک:...

part23 عشق پنهان《ویو ات》جونگ کوک بود برگشتم سمتش تا برگشتم ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط