بارها و بارها حرف هایت را در ذهن خود تکرار کردم...
بارها و بارها حرف هایت را در ذهن خود تکرار کردم...
تا بتوانم به اندازه کوچکترین آنها
خوب بودن را،مهربان بودن را، و دوست داشتن را از تو بیاموزم
اما...
کوچکترین آنها از من بزرگتر بود
و من ناتوان ترینم در برابر تو و بزرگی واژه هایت...
پس به اندازه ی خودم میگویم
"دوستت دارم"
کوچک است اما قلب من مدت هاست با آن زیسته است...
گاهی آنقدر خواستنی می شوی
که شروع میکنم به شمارش تک تک ثانیه ها
برای یک بار دیگر رسیدن به تـــــــو...
تو هم شده ای انقلاب زندگی من
حالا هر آنچه در زندگی من است تاریخ دار شده
نمی دانم در گوش قاصدک چه گفته بودی
که تا خواست لب بگشاید و بگوید:باد ربودش...!
بر آنچه گذشت
آنچه شکست
آنچه نشد
آنچه ریخت
حسرت نخور
زندگی اگر آسان بود با گریه شروع نمیشد.. .
تا بتوانم به اندازه کوچکترین آنها
خوب بودن را،مهربان بودن را، و دوست داشتن را از تو بیاموزم
اما...
کوچکترین آنها از من بزرگتر بود
و من ناتوان ترینم در برابر تو و بزرگی واژه هایت...
پس به اندازه ی خودم میگویم
"دوستت دارم"
کوچک است اما قلب من مدت هاست با آن زیسته است...
گاهی آنقدر خواستنی می شوی
که شروع میکنم به شمارش تک تک ثانیه ها
برای یک بار دیگر رسیدن به تـــــــو...
تو هم شده ای انقلاب زندگی من
حالا هر آنچه در زندگی من است تاریخ دار شده
نمی دانم در گوش قاصدک چه گفته بودی
که تا خواست لب بگشاید و بگوید:باد ربودش...!
بر آنچه گذشت
آنچه شکست
آنچه نشد
آنچه ریخت
حسرت نخور
زندگی اگر آسان بود با گریه شروع نمیشد.. .
- ۷۳۷
- ۲۸ اسفند ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط