{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارته سی و نهم

پارته سی و نهم
در آغوش زندان

ویو کوک
صبح که از خواب پاشدم دیدم تهیونگ کنارم نیست
فکر کردم شاید تو اتاقه خودش باشه رفتم تو اتاقش ولی اونجا هم نبود
کوک:تهیونگ کجایی(بلند)
ته:من تو اشپز خونم کوکی
کوک:هوف از دسته تو اینقدر منو حرص میدی(اروم میگه)
کوک میره پایین و میبینه میزه صبحانه با سلیقه چیده ‌شده
و میبینه تهیونگ داره براش اشپزی میکنه
اروم بدونه اینکه تهیونگ بفهمه نزدیکه تهیونگ میشه و کمره تهیونگ رو از پشت میگیره و سرشو میزاره روی شونه ی تهیونگ
کوک:صبح بخیر خرس عسلیم
ته:صبح بخیر کوکی جونم
کوک:میبینم بلاخره یکی از هنر هاتو واسه ما رو کردی
ته:ایش برو بشین برات صبحونه رو بیارم
کوک:باشه
کوک میره میشینه و تهیونگ صبحونه رو میاره
ته:بخور ببین خوشمزه شده؟ (با ذوق)
کوک یه لقمه از غذا میخوره خیلی شور بود
ته:خوشمزه اس؟ (با ذوق)
کوک:اره خوشگلم خیلی خیلی خوشمزه اس
ته:واقنی؟
کوک:اوهوم
ته:بزار خودمم بخورم ببینم چه مزه ای شده
جونکوک که میدونست تهیونگ بخوره میفهمه شوره و میفهمه که جانکوک الکی ازش تعریف کرده میگه :
کوک:نه نمیخواد خیلی خوشمزه اس من یه عالمه ازش میخوام پس اینم من میخورم
ته:یعنی واقعن اینقدر خوشمزه اس؟ (با ذوق و چشمای برق زده)
کوک:اوهوم خوشگلم مگه میشه چیزی که تو درست میکنی خوشمزه نباشه
ته:باشه کوکی بیا اینم تو بخور من میرم اتاقمو مرتب کنم
کوک:به این زودی اتاقو بهم ریخته کردی؟
ته:نه میخوام دیزاینه اتاقو یه کوچولو به سلیقه ی خودم تغییر بدم
کوک:باشه خوشگلم برو
ته میره و کوک مجبوره بخاطره اینکه خرس عسلیش ناراحت نشه تمامه اون غذاهای شور رو بخوره
کوک:هعی فکر کنم زخمه بستر بگیرم (الهی بچه کوک)
کوک با بدبختی و یه عالمه نوشیدنی که مزه ی شوره غذا رو از بین ببره غذارو میخوره و میره به تهیونگ سر بزنه
کوک:چیکار میکنه خوشگلم؟
ته:واییی دارم میمیرم خیلی سنگینن ولی بلاخره درستشون کردم
کوک:خیلی قشنگ شده
ته:فقط همین؟ نمیخوای بگی مثلا عشقم خسته شده برم براش یه چی بیارم بخوره خستگیت در بره؟ ایش خیلی بدی
کوک:ببخشید خوشگلم الان میرم برات میارم(با خنده کوتاه از سره کیوتیه ته)
ته:نمیخوام اصلا من قهرم نوشیدنیم خودت بخور
کوک میره نزدیکه تهیونگ رو تخت میشینه و ته رو بغل میکنه و میزاره رو پاش و سرشو میبوسه
کوک:ببخشید خرس عسلیم میخوای اصلا امشب دوتایی بریم رستوران؟
ته سرشو به بالا و پایین تکون میده و میگه:اوهوم بریم(با ذوق)
درود فرشته هام ✨
بفرما اینم پارته جدید ببخشید دیر شد
شرایط👇🏻
لایک :32
کامنت:35
دیدگاه ها (۸)

و 170 تاییمون مبارک فرشته هام ✨🙃خیلی خیلی خیلی خیلی زیاد دوس...

پارته سی و هشتم در آغوش زندان ویو کوکبعد از اینکه از اتاقه ت...

پارته سی و چهارم در اغوش زندانو باهم به خواب رفتندفلش بک به ...

پارته سی و چهارم در اغوش زندانو باهم به خواب رفتندفلش بک به ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط