{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

love part

{ love } part 2
ا.ت pov
از جام بلند شدم و رفتم داخل خونه‌ی کوچیکمون . من داخل انباری داخل حیاط میخوابیدم و اجازه نداشتم به جز وقتایی که پول میبرم و کاری میکنم داخل خونه باشم ، دخترا که اجازه نداشتن زندگی خوبی داشته باشن ، این حرفی بود که از وقتی یادم میاد زی گوشم خوندن و بهم ،فتن قرار نبوده من دختر باشم و حتی بابام گفته بزاریمش بیرون و مادرم قبول نکرده
با یاد آوری گذشته سری تکون دادم و رفتم که میزو بچینم و برم دنبال کار چون دیگه تحمل این شرایط سخت بود و طاقت فرسا
رفتم تو که دیدم بابام بر خلاف همیشه زود بیدار شده و به ثانیه نکشیده فهمیدم دیشب رو نخوابیده چون بوی الکل به طور وحشتناکی میومد

"پول اجازه خونه و خورد و خوراک تورو من باید بدم هرزه ؟ وقتی بهت میگم گمشو خودتو به یکی از این پولدارا بنداز و واسه من پاکدامن میشی باید به اینم فک کنی که من تحملت نمیکنم میفهمی؟ اون لونه س، زیادیته دختر جون ۰داد۰"

اول صبحی این بحثه چیه آخه منم که انگار دفعه اولمه اینارو می‌شنوم سریع بغضم گرفت

"من دوست ندارم ازدواج کنم میخوام درس بخو_"

حرفم با سیلی که خوردم قطع شد ، شروعش بود میدونستم این سری تا نمیرم دلم نمیکنه ، عصبانیت رو تک تک حرکات و ضرباتش حس میکردم
زد ، امروز واقعا از ته دلش میزد و هیچی نگفتم چون امروز از این جهنم میرفتم
دروغ چرا من مطمئنم دلم براش یه ذره میشه اما از لحاظ جسمی نمیکشم دیگه نمیتونم تو همین افکار بودم که با شدت از موهام گرفته شد و با ضرب اومدم بالا و صورتش مقابل صورتم قرار گرفت

"گمشو تو اتاقت و حاضر شو ، زنگ میزنم به بار اون مرتیکه خر پول که بیاد ببرتت ، فهمیدی .؟ خودتم یکم جمع جور کن به خودت برس حداقل کمتر شبیه بدبختا باش"

از بازوم گرفت پرتم کرد تو حیاط که برم به اصطلاح { اتاقم }
بارون می‌بارید هوا هم خنک بود ا،ه میرفتم و جا پیدا نمیکردم چی ؟ اگه میرفتم و پشیمون میشدم چی ؟
چرت و پرت ترین افکار توی سرم میچرخید
لباس خوبی پوشیدم و سعی کردم خوب به نظر برسم <عکس دوم>
تو اون بارون با یه چتر و کوله پشتیم از خونه زدم بیرون و...
دیدگاه ها (۰)

{ love } part 3

{ love } part 4

{ love } part 1تهیونگ povبا صدای آلارم گوشیم چشمام رو با...

تا وقتی که پیجم یکم حالت روح داره و کسی نیست یدونه فیک مینوی...

دوست پسر قا.تل ۱

پارت دوم:زندان ارباب جئونرفتم سمت اون خونه.. خونه نه قصر، ده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط