پارت ۱
پارت ۱
۷صبح/////
از زبون ا/ت :
با الارم گوشیم از خواب بیدار شدم تا برم مدرسه تا دوباره اون آدرین کثافت رو ببینم ازش متنفرم نمیخوام سر به تنش باشه لباسمو پوشیدم و رفتم مدرسه
۷:۳۰صبح توی مدرسه//////
ا/ت در حالی که جزوه هاش دستش بود داشت به سمت دفتر مدیر میرفت تا جزوه هاشو تحویل بده که یهو آدرین از پشت حولش میده وخنده ای میکنه
ادرین:وای ببخشید ندیدمت
ا/ت نگاهی سرد بهش کرد
ادرین:چیه زبونت رو موش خورده خانومی
ا/ت همچنان حرفی نزد و جزوه هاش رو جمع میکرد
ادرین که دیگه خسته شده بود اومد و یقه ی ا/ت رو گرفت
ادرین:چیه لال شدی یه چیزی بگو
همون لحظه کوک رسید و ادرین رو چسبوند به دیوار
کوک:چیه زورت به دختر رسیده پسره ی حرومی
ادرین نیشخندی زد
ادرین:من فقط میخوام دوباره مال خودم بکنمش
کوک:به همین خیال باش اون مال منه
و یقه ی ادرین رو ول کرد و اومد پیش ا/ت
کوک:ببینم خوبی
ا/ت سرشو به نشانه ی تایید تکون داد
رفتید به سمت دفتر مدیر
ا/ت:سلام آقای مدیر
کوک:سلام آقای مدیر
مدیر:سلام به دانش آموزان نمونه ا/ت ببینم ادرین دیگه اذیتت نکرد
ا/ت یاد حرف ادرین افتاد که گفته بود اگه به مدیر بگی اذیتت کردم روزگارتو سیاه میکنم
ا/ت:نه اذیت نمیکنه
مدیر:خب خوبه
ا/ت:اگه اجازه بدید رفع زحمت کنم
مدیر:میتونی بری
۷صبح/////
از زبون ا/ت :
با الارم گوشیم از خواب بیدار شدم تا برم مدرسه تا دوباره اون آدرین کثافت رو ببینم ازش متنفرم نمیخوام سر به تنش باشه لباسمو پوشیدم و رفتم مدرسه
۷:۳۰صبح توی مدرسه//////
ا/ت در حالی که جزوه هاش دستش بود داشت به سمت دفتر مدیر میرفت تا جزوه هاشو تحویل بده که یهو آدرین از پشت حولش میده وخنده ای میکنه
ادرین:وای ببخشید ندیدمت
ا/ت نگاهی سرد بهش کرد
ادرین:چیه زبونت رو موش خورده خانومی
ا/ت همچنان حرفی نزد و جزوه هاش رو جمع میکرد
ادرین که دیگه خسته شده بود اومد و یقه ی ا/ت رو گرفت
ادرین:چیه لال شدی یه چیزی بگو
همون لحظه کوک رسید و ادرین رو چسبوند به دیوار
کوک:چیه زورت به دختر رسیده پسره ی حرومی
ادرین نیشخندی زد
ادرین:من فقط میخوام دوباره مال خودم بکنمش
کوک:به همین خیال باش اون مال منه
و یقه ی ادرین رو ول کرد و اومد پیش ا/ت
کوک:ببینم خوبی
ا/ت سرشو به نشانه ی تایید تکون داد
رفتید به سمت دفتر مدیر
ا/ت:سلام آقای مدیر
کوک:سلام آقای مدیر
مدیر:سلام به دانش آموزان نمونه ا/ت ببینم ادرین دیگه اذیتت نکرد
ا/ت یاد حرف ادرین افتاد که گفته بود اگه به مدیر بگی اذیتت کردم روزگارتو سیاه میکنم
ا/ت:نه اذیت نمیکنه
مدیر:خب خوبه
ا/ت:اگه اجازه بدید رفع زحمت کنم
مدیر:میتونی بری
- ۱۰۵
- ۲۴ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط