{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۲

پارت ۲

ا/ت رفت و کوک توی دفتر مدیر موند

کوک:آقای مدیر راستش

مدیر:راستش چی

کوک:ادرین خیلی ا/ت رو اذیت میکنه اون نمیگه چون ادرین تهدیدش کرده

مدیر:مرسی از اطلاعت

کوک:ممنون

و اومد به سمت کلاس

ا/ت با صورتی سرد و غمگین توی کلاس نشسته بود و کوک اومد سمتش

کوک:ببینم خوبی

ا/ت:جونگ کوک شی چرا همیشه بخاطر من خودتو به خطر میندازی خودت میدونی که ادرین چقدر قلدره


کوک:ببخشید ولی غرور من اجازه نمیده که بزارم همینجوری اذیتت کنن وبهت قلدری کنن

ا/ت لبخندی زد
۱۲:۳۰ اتمام کلاس


کوک:ا/ت نظرت چیه بریم کافه درس بخونیم

ا/ت:من که پایه ام

کوک:بریم

ا/ت و کوک رفتن کافه تا درس بخونن

کوک:ا/ت میشه شمارتو بهم بدی تا توی درسام ازت کمک بگیرم

ا/ت:معلومه که اره

ا/ت وقتی که اینو شنید اکلیلی شد و لپاش از خجالت قرمز شد

۱ ساعت بعد

ا/ت:فکر کنم دیگه باید برم خدافظ

کوک:خدافظ

ا/ت وارد خونش شد و دید که ادرین توی خونه شه

ا/ت:تو.....تو........تو اینجا چیکار میکنی گمشو از خونم بیرونننننن

ادرین:کاری ندارم بیب ....فقط میخوام امشب از درد جیغغغغ بزنی(دوهی:داش کتاب چگونه منحرف نباشیم رو بخر لازمت میشه📿📿📿📿)


ا/ت:یا میری یا زنگ میزنم پلیس پسره ی حرومزاده
دیدگاه ها (۰)

پارت ۳ادرین توجهی نکرد و ا/ت رو انداخت روی تخت و شروع کرد(دو...

پارت ۱۷صبح/////از زبون ا/ت :با الارم گوشیم از خواب بیدار شدم...

معرفی نامهاسم فیک:پسرک قلدر منشخصیت ها:کوک-ا/ت-ادرین-سوآکوک:...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط