{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرده داشت روز نامه میخوند..زنش با ماهی تابه زد تو سرش...م

مرده داشت روز نامه میخوند..زنش با ماهی تابه زد تو سرش...مرده گفت چرا اینجوری میکنی؟ زنش گفت سامانتا کیه؟ اسمش رو این کاغذه نوشته شده...تو شلوارت پیدا کردم.......مرده گفت: دو روز پیش تو مسابقه اسب سواری سر یه اسب شرط بندی کردم..اسمش سامانتا بود.....نتیجه اخلاقی: زنها زود قضاوت میکنند...

روز بعد مرده باز مشغول روزنامه خوندن بود که ایندفه زنش با قابلمه کوبید تو سرش..مرده گفت دوباره چی شده؟ زنش گفت اسبت زنگ زده بود..... نتیجه اخلاقی: زنها همیشه درست حدس میزنند!!!!!!
دیدگاه ها (۳)

یه روزهایی تو زندگیمون هست ، که هیچ اتفاق خاصی نمی افته …ما ...

وارﺩ ﺩﺍﺭﻭﺧﺎﻧﻪ ﺷﺪﻡ ﻭ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺑﻮﺩﻡ ﺗﺎ ﻧﺴﺨﻪ ﺍﻡ ﺭﺍﺗﺤﻮﯾﻞ ﺩﻫﻨﺪ .ﻓﺮﺩﯼ...

....

...

..عشق تلخ.داستان از کجا شروع میشه یه روز مثل همیشه برای کار ...

KIM V

پارت بیست و دوم"ویو نیلسو"*از ویلا رفتیم بیرون و یکم قدم زدی...

سهون داشت روزنامه میخوند..لوهان با ماهی تابه زد تو سرش...سهو...

یه روز یه آقایی نشسته بود و روزنامه می خوند که یهو زنش با ما...

یه روز یه آقایی نشسته بود و روزنامه می خوند که یهو زنش با ما...

یه روز یه آقایی نشسته بود و روزنامه می خوند که یهو زنش با ما...

یه روز یه آقایی نشسته بود و روزنامه می خوند که یهو زنش با ما...

یه روز یه آقایی نشسته بود و روزنامه می خوند که یهو زنش با ما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط