{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سناریو

سناریو:
وقتی دارین فیلم ترسناک میبینین و از ترس بغلشون میکنی
(پارت 1)
نامجون:الان این کجاش ترسناک بود آخه؟ولی خوبه ها بیشتر بیا بغلم

جین:ا/ت داشتی بغلش میکردی دستت خورد به دماغش
جین:عایییی صورت نازنینم خب می‌ترسی نبین

جیمین:یکی اینجا انگاری خیلی ترسیده نه؟؟
ا/ت ناراحت شد و رفت بالش رو بغل کرد
که تاخواست بره جیمین حلقه دستش دو محکم کرد و ا/ت رو محکم تر به خودش فشار داد

تهیونگ:نمیدونم من چه کار خوبی کردم که خدا بهم لطف کرده و یه همچین دختر ظریف و خوشگل و سک..ی و جذاب
ا/ت داشت لذت می‌برد که تهیونگ یه لحظه صبر کرد
ا/ت دیگه چی؟
تهیونگ:ترسو خخخخخخخ
ا/ت یاااااااا
تهیونگ:محکم بغلت میکنه و میگه :عاشق عصبانی کردنتم

جونگکوک :اه اگه میدونستم یه فیلم باعث میشه بغلم کنی زودتر میذاشتمش
ا/ت من مگه کم بغلت میکنم؟
جونگکوک:هیچی نگفت و محکم به خودش فشار داد

نظرت رو تو کامنت بهمون بگو خوشحالمون میکنی🌷🎀
دیدگاه ها (۰)

بچه ها ۱۵۰ تایی شدنمون مبارککککککککککواقعا ممنونم ازتون

لایک و فالو یادت نره کیوتم 💝🧚‍♀️

#سناریووقتی باهات قهرن تو بی توجه میخوابی کنارشون از پشت بغل...

چند پارتی جنگکوک(پارت سوم)حمایت بشه زحمت کشیدم🫠کوک بغلت کرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط