چند پارتی جنگکوکپارت سوم
چند پارتی جنگکوک(پارت سوم)
حمایت بشه زحمت کشیدم🫠
کوک بغلت کرد و محکم فشار داد
و گفت: بخواب ا/ت خانوم من >>
ا/ت
جونگکوگ محکم داشت فشارم میداد و خیلی دلم درد گرفتم
ا/ت:جونگکوک نمیتونی آروم تر از پشت منو بگیری،آه آییییی شکمم،درد گرفت انقدر فشار دادی(از خدات باشه😢)
راوی:
بعد از یه مکث طولانی ا/ت گفت: کوکی
بعدش جونگکوک گفت:جانم ا/ت
بعدش ا/ت گفت :میشه برام گیتار بزنی تا خوابم ببره
ادامه دارد....
حمایت بشه زحمت کشیدم🫠
کوک بغلت کرد و محکم فشار داد
و گفت: بخواب ا/ت خانوم من >>
ا/ت
جونگکوگ محکم داشت فشارم میداد و خیلی دلم درد گرفتم
ا/ت:جونگکوک نمیتونی آروم تر از پشت منو بگیری،آه آییییی شکمم،درد گرفت انقدر فشار دادی(از خدات باشه😢)
راوی:
بعد از یه مکث طولانی ا/ت گفت: کوکی
بعدش جونگکوک گفت:جانم ا/ت
بعدش ا/ت گفت :میشه برام گیتار بزنی تا خوابم ببره
ادامه دارد....
- ۱.۸k
- ۲۰ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط