{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یکیو دوست داشتم اونقدر بهش فکر کردم که تصوری که ازش داشتم

یکیو دوست داشتم اونقدر بهش فکر کردم که تصوری که ازش داشتم
از خود واقعیش سبقت گرفت...

بعدها...
دیگه خودشو دوست نداشتم...
تصور ذهنی خودمو دوست داشتم!
دیدگاه ها (۳)

چــ ـه قــ ـرصی مصــ ـرف کــ ـرده اند اسکــ ـله ها … ؟؟؟تــ ...

ﺍﻣـــــﺸﺐ ﯾـــــﮑــــــﻢ ﺩﻟﻢ ﮔــــــﺮﻓﺖ ...ﻭﺍﺳــــــﻪ ﭼﯿــــ...

در این سرای بی کسی کسی به در نمی زندبه دشت پر ملال ما پرنده ...

سڪوتت پر از طعنہ بود...نگاهت پر از بیتابے ...هوایت اوج گرفتہ...

« شیطون کوچولوی من »فصل دوم (انتظار نداشته باشید یادم باشه پ...

رمان نابودی پارت ۱۹

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط