{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در این سرای بی کسی کسی به در نمی زند

در این سرای بی کسی کسی به در نمی زند
به دشت پر ملال ما پرنده پر نمی زند

یکی زشب گرفتگان چراغ بر نمی کند
کسی به کوچه سار شب در سحر نمی زند

نشسته ام در انتظار این غبار بی سوار
دریغ کز شبی چنین سپیده سر نمی زند

دل خراب من دگر خراب تر نمی شود
که خنجر غمت از این خراب تر نمی زند
دیدگاه ها (۳)

یکیو دوست داشتم اونقدر بهش فکر کردم که تصوری که ازش داشتم از...

چــ ـه قــ ـرصی مصــ ـرف کــ ـرده اند اسکــ ـله ها … ؟؟؟تــ ...

سڪوتت پر از طعنہ بود...نگاهت پر از بیتابے ...هوایت اوج گرفتہ...

به نظرتون چی گفتن که این همه شده حرفای مفیدی زدن ایا؟!

در این سرای بی کسی کسی به در نمی زندبه دشت پر ملال ما پرنده ...

سناریوووووو اوردم آخر کپشن مهم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط