چند پارتی لب های صورتی از متیو ریدل پارت دوم
چند پارتی لب های صورتی از متیو ریدل پارت دوم
لیا:چقدر خوابیدیم
متیو:نمیدونم ساعت چنده کوچولو
لیا:هعی مردک کوچولو خودتییی ساعت ۳ ظهره
متیو:اعههه خیلی کوچولو *که یهو غیر منتظره لب لیا رو سریع میبوسه و میره*
لیا:پشماش ریخته و اروم میگه*ام متیو یکذره زوده
متیو:باشه کوچولو
که لیا میگه؛متیو من میخوام برم بیرون
متیو:عزیزم باشه ولی منم میام
متیو:اوکی
فروشگاه:
یک مرد جوان:اوف چه دافی شمارت چنده
لیا:خفه شو که *یهو مرده لیا رو چسبوند به دیوار*
یهو
متیو:اشغال از زنم دور شوووو
و مرده فرار میکنه
لیا:هعی متیو نیازی نبود *که متیو محکم لیا رو میبوسه*
امم میدونم کمه ولی دیگه ایده نداشتم پایان پارت دوم🎀😭🗿
لیا:چقدر خوابیدیم
متیو:نمیدونم ساعت چنده کوچولو
لیا:هعی مردک کوچولو خودتییی ساعت ۳ ظهره
متیو:اعههه خیلی کوچولو *که یهو غیر منتظره لب لیا رو سریع میبوسه و میره*
لیا:پشماش ریخته و اروم میگه*ام متیو یکذره زوده
متیو:باشه کوچولو
که لیا میگه؛متیو من میخوام برم بیرون
متیو:عزیزم باشه ولی منم میام
متیو:اوکی
فروشگاه:
یک مرد جوان:اوف چه دافی شمارت چنده
لیا:خفه شو که *یهو مرده لیا رو چسبوند به دیوار*
یهو
متیو:اشغال از زنم دور شوووو
و مرده فرار میکنه
لیا:هعی متیو نیازی نبود *که متیو محکم لیا رو میبوسه*
امم میدونم کمه ولی دیگه ایده نداشتم پایان پارت دوم🎀😭🗿
- ۲۱۶
- ۱۳ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط