{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چند پارتی لب های صورتی از متیو ریدل درخواستی *پارت یک*

چند پارتی لب های صورتی از متیو ریدل درخواستی *پارت یک*
چند شبه که خسته و افسرده بودم چون میخواستن منو بزور شوهر بدن و من ناراحت بودم* تو این رمان لیا یا همون آ/ت ۱۹ سالشه*
من تک دختر خاندان نات هستم و یک برادر بزرگتر به نام تئودور دارم من و تئو رابطه مون خوبه ولی مادرم و پدرم میخوان از شرم خلاص شن و‌من حالم خیلی بده
من فردا نامزدیم بود و مادرم گفت یک مرد پولدار و اصیله همین ناراحتم میکرد که من میخواستم با دوست‌پسرم ازدواج کنم
خب بریم فلش بک به فردا=
آماده شدم یک رژ قرمز و سایه قهوه ای زدم و پیراهن مشکی با کفش پاشنه بلند مشکی
که در خونه صدا خورد
دیدم متیوعه دوست صمیمی داداشم ینی تئو
متیو هم ناراحت بود که داشت ازدواج میکرد که یهو منو دید جا خورد ولی زیاد نشون نداد
اخه من با متیو دوست بودم ولی نه صمیمی
متیو اومد جلو و گفت لیا این قرداد ت*خ*می داره اعصابمو خورد میکنه
لیا:هعی من نمیخوام باهات ازدواج کنم
متیو:هعی ولی مجبوریم
لیا:اره
تئو:به به متیو* با پوزخند*
متیو:من خودم نمیخواستم
*لیا تئو رو بغل کرد و تئو هم محکم لیا رو بغل کرد*
تئو:هیچکس جز خوانواده ها نمیخواست
*دوساعت بعد*
مادر متیو:عزیزم از الان زن و شوهرید من برا متیو خونه ترتیب دادم باهم زندگی کنین
متیو تو گوشم گفت:بیا فقط دور شیم
*و رفتن خونه*
متیو:هعی لیا الان زن و شوهریم
لیا:اره *با گریه *
متیو:هعی هعی گریه نکن *و لیا رو بغل میکنه*
لیا:متیو حالا خوب شد تو بودی کس دیگه ای بود چیکار میکردم* و تو بغل متیو خوابش میبره*
متیو:هع چقدر ناز خوابیده و لیا رو بلند کرد و روی تخت گذاشت *و دوتایی تا صبح خوابیدن*
صبح:
لیا:متیو
متیو:*با خواب آلودگی*جان؟
خب سیسا پارت یک تموم شد خوب بود؟نظرتونو بزارین تا ۱۰ تا لایک پارت بعد رو میزارم🎀
دیدگاه ها (۰)

اسلیدرین🐍🍏

🎀https://wisgoon.com/darla.black

چند پارتی جین رابطه پدر و دختری داشتین ا.ت گریه میکنه P7لیا ...

همسایه من پارت ۴ کوک: زیاد خوردی اره داشت کمکت می کرد تا بری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط