{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هر روز برای مترسک مزرعه

هر روز برای مترسک مزرعه
از زندگی می گفتم ...
گندم می گفت :
شب ها که تو خوابی ،
مترسک تا صبح گریه می کند ...!

#محمد_برقعی
دیدگاه ها (۴)

آخرش نفهمیدم اینجائی که هستم تقدیر من است یا تقصیر من...من ک...

‏از همـــــه دور می‌شـــــوم نقطه‌ی ڪور مـی‌شوم‏زنده بـه گور...

بعضی حرفها برای نزدن است بعضی حرفها را نباید گفت بعضی حرفها ...

مشکلمون از جایی شروع شد که فکر کردیم آدمایی که باهاشون حرف م...

صبح می آید و خورشید طلوع می کندتا ثابت کند هرگز سیاهی ها و ش...

تو را می خواهم برای صبح برای ظهر ، برای شببرای همه ی عمر تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط