{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق را در چشمان کودکی دیدم که آفتاب را در دفتر نقاشی اش س

عشق را در چشمان کودکی دیدم که آفتاب را در دفتر نقاشی اش سیاه کشید تا پدر کارگرش زیر نورآفتاب نسوزد
#واقعیت #حقیقت
دیدگاه ها (۲)

ﻧﺒﻮﺩﺕ ﺭﺍﺁﻥ ﺯﻣﺎﻥﺑﺎﻭﺭ ﮐﺮﺩﻡ ﮐﻪ. ﻓﺎﺻﻠﻪ ﻣﻴﺎﻥ ﺍﻧﮕﺸﺘﺎﻧﻢﺧﺎﻟﻲ ﻣﺎﻧد#عا...

به سلامتی پسری که بعد از یه دعوای مفصل با عشقش،وقتی عشقش بهش...

خیلی مواظب باش!!!اگه با شنیدن صداش دلت لرزید...اگه از بدی ها...

ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯿﮕﻢ : ﺷﺐ ﺧﻮﺵ !ﯾﻌﻨﯽ ﺍﯾﻨﻘـــﺪﺭ ﺍﺯ ﺩﺳﺘﺖ ﺷﺎﮐﯿﻢﮐﻪ ﻧﮕﻮ ﻭ ﻧﭙـ...

سلام و احترام 🌸 🦋 هر بلایی کز تو آید رحمتی استهرکه را رنجی د...

سلام و احترام 🌸 🦋 هر بلایی کز تو آید رحمتی استهرکه را رنجی د...

سلام و احترام 🌸 🦋 هر بلایی کز تو آید رحمتی استهرکه را رنجی د...

سلام و احترام 🌸 🦋 هر بلایی کز تو آید رحمتی استهرکه را رنجی د...

رمان عشق سایه‌های ممنوعه. پارت5در یک شبِ طوفانی، وقتی مایا ...

معرفی کتاب

♨️معاون ارتباطات و اطلاع‌رسانی دفتر رئیس‌جمهور:🔹تفاهم‌نامه‌ا...

وقتی استادت بودP:4ویو ا.ت:داشتم غر میزدم زیر لب که یک کاغذ ج...

چند پارتی درخواستی

♨️معاون ارتباطات و اطلاع‌رسانی دفتر رئیس‌جمهور:🔹تفاهم‌نامه‌ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط