{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق من عاشق دورایاکیه

عشق من عاشق دورایاکیه
p4
اسم ا/ت میشه سومیکو ( نه بابا کی گفته اسمو از خودم درآوردم )

دید راوی :

سومیکو خیلی نگران بود کنار تختش نشست .

اما : سومیکو چان نگران نباش حال مایکی خوبه بیا بشین گیم بزنیم

سومیکو مثل ننه ها نه چیز مادر های مهربان رفت پیش اما نشست و ساکورا اسکول بازی کردن ( چیه خو دخترن نکنه میخواستی بگم پابجی ؟ )

پرش زمانی به چند روز بعد :


دارکن مطمئن بود این مایکی یه چیزیش شده بود .

دراکن : هوی مایکی .


مایکی : چی ها چیشده ؟

دارکن : حالت خوبه خیلی گیج میزنی

مایکی : نه اوکیم چیزی نی

پرش زمانی به بعد مدرسه :


سومیکو: مایکی چان برات ۳۷ تا دورایاکی گرفتوم .


مایکی : واگعا؟ ( عین بچه ها )

سومیکو دورایاکی ها رو به مایکی داد و مایکی مثل بچه ناصا اونا رو می‌خورد


دراکنم که فوضولیش گل کرده بود و اره دیه لیلی و مجنون رو دیدد

دراکن : ....



بقیش پارت بعد چون به زهنم نمیرسه ببخشید که هم کوتاه بود هم بعد چون مسدود بودم جبران میکنم 🎀✨️
دیدگاه ها (۰)

همین طوری داشتم ویگسون میگشتم یهو که اومدم دیدم که به به ۵۳ ...

ببخشید یه مدت طولانی نبودم و باید بگم که مسدود شدم از فردا ف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط