{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق من عاشق دورایاکیه

عشق من عاشق دورایاکیه


pr9



سومیکو : صدای چیه؟



مایکی : گوشیمه


مایکی گوشیو برداشت و یه جلسه‌ فوری بود ه باید میرفت .


مایکی : اوکی حله الان میام

سومیکو: چیشده؟


مایکی : یه جلسس توهم باید بیای


سومیکو: باشد


حاظر شدن و سوار موتور مایکی شدنو رفتن



پرش زمانی به جلسه :


افراد تومان ( پچ پچ کنان ) : این دختره کیه نکنه جاسوسه؟


دراکن اهمی گفت و همه ساکت شدن



میتسویا : گنگ والها میخوان وارد جنگ با ما بشن و..... ( گشادم )


یه پسره اومد سمت سومیکو و کلی چرتو پرت بهش گفتو آخر یه لگد بهش زدو انداختش زمین ( چون رفته بوده به عبادت حال نداشت 🎀🌚 )


همه ساکت شدنو چیزایی نا معلوم در گوش هم دیگه میگفتن



مایکی : هوی مرتيکه عوضی فکردی کی؟! به چه جرعتی بهش بگو زدی ؟!


سومیکو: چیزی نشده مایکی حالم خوبه فقط افتادمـ

مایکی به پسره یه لگد زد و همه نگاه کردن




بقیه :......






خو بقیه پارت بعدددد فردا پارت نمیدم چون کلا نیستم پس بای بای در عوض پس فردا باید ۵ تا پارتو بدم
دیدگاه ها (۰)

عشق من عاشق دورایاکیه pr8 چند روز بعد خونه‌ی سانو ها اما: چی...

فرصتی دیگر p1از دید سوکی : براون مثل همیشه میبارید . مادرت :...

سناریو توکیو ریونجرز٭روز اول مدرسه pآخر٭تو راه که بودید مایک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط