{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چنین دخترانی باعث افتخار ملت کورد هستند. بخوانید...

چنین دخترانی باعث افتخار ملت کورد هستند. بخوانید...

از بچگی با من فارسی صحبت شد و من چون آن وقتها کودک بودم نمیتوانستم بفهمم چرا حرف زدنِ پدر و مادر و بزرگترهای دیگر با حرف زدنِ من فرق دارد. اما مادر بزرگ که روحش شاد باشد! هیچوقت نتوانست یک جمله را کامل فارسی صحبت کند و من همیشه برایم جای سوال بود که مگر فارسی حرف زدن چه سختی ای دارد که "دادا " نمیتواند یک جمله اش را براحتی ادا کند؟ آنوقت ها دلم برای مادربزرگ میسوخت که نمیتواند (یا شاید هم نمیخواست) فارسی صحبت کند، اما همیشه دلم میخواست با او مثل خودش حرف بزنم، فکر میکردم آنطوری خیلی به او نزدیکترم.

زنی نبود که خواندن و نوشتن بداند اما تا دلت بخواهد ضرب المثل، داستان، شعر، لالایی و ترانه ی کوردی بلد بود و برای هر کاری که میکردیم و هر خطا و ثوابی که انجام میدادیم همیشه یک چیزی داشت که بگوید تا ما بیشتر یاد بگیریم. روزها گذشتند... 18 ساله بودم که " دادا " توی یک روز سرد زمستان تنهامان گذاشت و از جمع ما رفت!

19 سالم بود که وارد دانشگاه شدم، همین دانشگاه رازی کرماشان (کرمانشاه) خودمان! چون راهم از خانه دور بود ناچار شدم خوابگاه بگیرم. وقتی میدیدم آنجا اغلب بچه ها به زبان کوردی با هم صحبت میکنند احساس غریبی و البته خجالت سنگینی بهم دست میداد. انگار سالها میان برهوتی زندگی کرده بودم که مرا تهی کرده بود! از همانجا بود که به خودم قول دادم صحبت کردن به زبان مادری ام را یاد بگیرم. آن اوایل خیلی خنده دار حرف میزدم، گاهی زبانم گیر میکرد، کلمات را یا خیلی عمیق یا خیلی سطحی تلفظ میکردم اما کم نیاوردم، کوتاه هم نیامدم.

حالا که 8-9 سال از آن روزها میگذرد نه فقط زبان و گویش مادری خود را خوب یاد گرفته ام و با همه و همه (از خانه گرفته و اقوام، تا محله و بازار و سر کار) گویش لَکی صحبت میکنم، که حتی میتوانم به دو- سه لهجه ی دیگر کوردی (سورانی، کلهری و...) نیز بخوانم، بنویسم و صحبت کنم.
تنها چیزی که دلم را میسوزاند نبودن " دادا " ست! و من امروز دلم برای "خودم" میسوزد که چه گنجینه ی گرانبهایی از فرهنگ و ادبیات کوردی در میانمان بود و قدرش ندانستم و اکنون کە دلم میخواهد باشد که زندگی را باز با همان داستان ها و ضرب المثل ها، شعرها و لالایی ها شیرین کند برایمان، اما نیست! ..
دیدگاه ها (۴)

این تابلو، یک تابلویِ واقعی است. نقاشِ این تابلو ملتی است که...

پدران و مادران "باکلاس" کورد بخوانند... بعد از چندین سال دو...

« او » جان داد... اسمش را هیچ‌کس نمی‌دانست. گِریلاهای کورد ا...

ماملت کوردهمه ى انواع مردن راامتحان کرده اىم.....مردن باگلول...

امروز وزیز امور خارجه ایران درنشست خبری دهلی نو با خبرنگاران...

تک پارتی از شوگا ات : شوگا بیدار شو دیگه دیر می شه شوگا : یه...

ص۲۵شجاعت پریسا همیشه برایم مثال زدنی بود الگو‌میگرفتم‌ با ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط