{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی خونه نبود و حالت بد میشه

وقتی خونه نبود و حالت بد میشه

جینا رو هرچه تکون میدادم و صداش زدم فایده ای نداشت بلندش کردم گذاشتمش توی ماشین رسیدم بیمارستان با عجله جینا رو بغل کردم دویدم داخل * کمک کنید لطفا زنم سرش خون ریزی داره *
#بزارینش روی برانکارد اقا
جینا رو بردن اتاق عمل یک ساعتی شد که دکتر آمد بیرون * دکتر حال همسرم چطوره *
☆حالشون خوبه سرگیجه گرفته بودن برای همین سرشون به جایی خورده و یکم پاره شده که بخیش زدیم الان به بخش منتقلش میکنیم
*ممنون*
جینا رو به بخش منتقل کردن وقتی رفتم توی اتاق هنوز بیهوش بود روی صندلی کنار تختش نشستم *ببخشید بانی کوچولو*
چشمامو باز کردم سرم طیر بدی کشید دستمو روی جایی که درد میکرد گذاشتم جای بخیه بود پس برای همینه صدا های مبهمی میومد چند بار پلک زدم تا تاری از بین بره احساس کردم یک چیز سنگین روی دستمه دیدم کوکه خواستم دستمو بکشم که رد اشک روی صورتش دیدم یعنی برای من گریه کرده *کوکی جونگ کوکی بانی نمیخوای بیدارشی *
احساس کردم جینا داره صدام میکنه چشمامو باز کردم دیدم به تاج تخت تکیه داده و داره نگام میکنه*حالت خوبه درد نداری برم دکتر خبر کنم *
جینا با خنده جواب داد*نفس بگیر نه خوبم نمیخواد دکتر خبر کنی *
کوکی وقتی خنده زندگیشو دید اروم روی صندلی نشست* باهام قهر نیستی *
جینا لبخند زد و گفت*چرا باید با بانی کوچولوی خودم قهر باشم *
با بغض جواب داد*چون تو حالت بد بوده و من پیشت نبودم *
با لبخند گفت*خوب شمام برای البوم جدیدتون سرتون شلوغه اشکال نداره کوکی *
جواب داد*ممنون که درکم میکنی خیلی خیلی دوست دارم بانی جئون*


♡♡پایان♡♡

اگر بد شد ببخشید
دیدگاه ها (۰)

وقتی خونه نبود و حالت بد میشه P¹چند روزی بود حالم خوب نبودو ...

وقتی بعد از دوسال میبینیش P¹تهیونگ:داشتم هانول رو تعقيب میکر...

#سه_پارتی پارت ۲"ویو ات"بعد از اون شب هی حالم بد میشه خسته ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط