مرا هزار امید است و هر هزار تویی

مرا هزار امید است و هر هزار تویی
شروع شادی و پایان انتظار تویی

بهارها که ز عمرم گذشت و بی تو گذشت
چه بود غیر خزانها اگر بهار تویی

دلم ز هرچه به غیر از تو بود خالی ماند
در این سرا تو بمان ! ای که ماندگار تویی

شهاب زود گذر لحظه های بوالهوسی است
ستاره ای که بخندد به شام تار تویی!

جهانیان همه گر تشنگان خون منند
چه باک زان همه دشمن، چو دوستدار تویی

دلم صراحی لبریز آرزومندی است
مرا هزار امید است و هر هزار تویی
دیدگاه ها (۳)

‌ در وادی عشق ِ تــو دلم خسته ترین استوای از دل دیوانه که دل...

افسانه شدم! مرابه خود راهی کنلطفی کن و بر پیکره ام شاهی کنمن...

ﺍﯼ ﺳﺎﮐﻦ ﺟﺎﻥ ﻣﻦ ﺁﺧﺮ ﺑﻪ ﮐﺠﺎ ﺭﻓﺘﯽﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﻧﻬﺎﻥ ﮔﺸﺘﯽ ﯾﺎ ﺳﻮﯼ ﻫﻮﺍ ...

ز عشقت سوختم ای جان کجاییبماندم بی سر و سامان کجایینه جانی و...

مرا هزار امید است و هر هزار توییشروع شادی و پایان انتظار توی...

🌱🍒ناز چشمانت نهاده ... عشق بر سیمای تو...سر خوشم چون پروریدم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط