نامجون دربارهی حس و حالش هنگام ساخت آلبوم Right Place, W
نامجون دربارهی حس و حالش هنگام ساخت آلبوم Right Place, Wrong Person حرف زد ✨️
🐨: «آره، این تا اینجا آلبوم مورد علاقهی منه. چون جدیدترین آلبومم هم هست. ممنون که متوجهش شدی.»
👤: «آلبوم واقعاً فوقالعاده بود، حتی عکسهاش هم...»
🐨: «اون زمان واقعاً میخواستم از همهچیزی که درگیرش بودم فرار کنم. تمام این مدت همیشه به خودم میگفتم که به خاطر کار و همهی برنامههام سرم شلوغه.
🐨: اما کمکم فهمیدم... زیادی راحت شده بودم. دیگه خیلی کم دنبال چیزهای جدید میگشتم، کمتر یاد میگرفتم و کمتر دنیای هنر بیرون از خودم رو کشف میکردم.
🐨: برای همین وقتی داشتم روی این آلبوم کار میکردم، درست قبل از رفتن به خدمت، واقعاً میخواستم تا جایی که میتونم دور بشم. هرچقدر که میشد، دورتر برم.
نامجون دربارهی تایپ ایدهآلش از نظر شخصیت صحبت کرد ✨️
🐨: «خیلی بهش فکر کردم و دوست دارم تضادهای جالبی رو در شخصیت یه نفر ببینم. چون اگه کسی بتونه همزمان خیلی جدی باشه و در عین حال خیلی بامزه و مسخرهباز هم باشه، شاید عاشق اون آدم بشم...
نمیدونم چرا، شاید چون اگه مدت طولانیای کنار اون شخص باشم، حس میکنم میتونم یه زندگی خیلی شاد و لحظههای خیلی لذتبخشی داشته باشم. میدونی، کلی چیز سرگرمکننده؛ حرف زدن دربارهی موضوعاتی مثل مسائل اجتماعی یا سیاست، و بعد یهدفعه پرسیدن اینکه: "کدوم آبجو رو بیشتر دوست داری، بلژیکی یا آلمانی؟" و جواب دادن: "من کرهای رو ترجیح میدم." چیزهایی مثل این.
فکر میکنم وقتی دوگانگی و تضادهای یه نفر رو میبینم، یه جذابیت خاصی پیدا میکنم. همین دوگانگی...»
🐨: «من وقتی دوگانگیِ یه نفر رو میبینم، چنین جذابیتی پیدا میکنم.»
نامجون دربارهی این صحبت کرد که همه برای این آلبوم چقدر سخت تلاش کردن و چقدر به اعضا افتخار میکنه ✨️
🐨: «در مورد تعریف و تمجیدها، فکر میکنم من فقط بخش کوچیکی از این آلبوم رو انجام دادم، چون خودِ تیم نسبت به قبل خیلی بزرگتر شده و حتی اعضای دیگه هم مسیرهای سولوی خودشون رو شروع کردن و خیلی رشد کردن، برای همین من خیلی به اونها تکیه کردم.
پس من آدم خیلی خوششانسی هستم و از طریق روند ساخت این آلبوم چیزهای زیادی یاد گرفتم. فکر میکنم وقتی برای آلبوم سولوی بعدیام برگردم، میتونم بهتر از این عمل کنم.
پس آره، فکر میکنم این یه فرایند واقعاً زیبا بود.»
وقتی از نامجون دربارهی «استایل فرودگاهی مورد علاقهاش» پرسیدن، در حالی که با اطمینان کامل هم نمیدونست اصلاً استایل فرودگاهی مورد علاقهای داره یا نه، گفت ✨️
🐨: «یادمه حدود سال 2013 یا 2014 بود که با Odd Future آشنا شدم؛ یه گروه هنری که شامل تایلر د کریتور، فرانک اوشن و افراد دیگه بود. من همون لحظه عاشق حالوهوای اونها شدم.
اون زمان پول زیادی نداشتم، برای همین تنها چیزی که میتونستم بخرم، تیشرتهای Golf Wang بود. وقتی الان عکسهای اون دوران رو نگاه میکنم، خیلی بامزه به نظر میرسه. اون تیشرت رو با جورابهای صورتی طرح دونات پوشیده بودم.
اما نمیدونم چرا، اتفاقاً همون رو دوست داشتم. همهی اون چیزها منو یاد زمانی میندازه که هنوز سادهتر و جوونتر بودم.
و تازه فهمیدم که اگه از چیزی خیلی متنفر باشی، آخرش ممکنه کمکم شروع کنی به دوست داشتنش.»
نامجون دربارهی استایل فرودگاهی، بنگتن، هنر و فلسفه در Fashion Neurosis حرف زد ✨️
🐨: «میدونی، گاهی وقتها یه زبان یا حتی فقط یه کلمه میتونه کل دنیای تو رو تعریف کنه.
🐨: برای همین وسواس من نسبت به یه کلمه، یعنی "عادی بودن"، یکی از بهترین راهها برای دور شدن از اون بود. مثل اینکه "تو باید معمولی باشی"، "تو باید یکی از اونها باشی."
🐨: چون من یه زندگی متفاوت و غیرعادی دارم، اما وقتی شروع کردم به وسواس داشتن نسبت به این فکر که "میخوام یه آدم معمولی باشم، فقط میخوام یکی از اونها باشم"، هرچی بیشتر بهش فکر میکردم، احساس میکردم بیشتر ازم دور میشه.
🐨: پس فقط سعی کردم دیگه به مفهوم عادی بودن فکر نکنم.
🐨: "باید خودت رو خاموش کنی، باید حریم خصوصیات رو حفظ کنی، نباید مورد توجه قرار بگیری."
🐨: من فقط... سعی کردم از این طرز فکر فاصله بگیرم.»
نامجون دربارهی استایل فرودگاهی، بنگتن، هنر و فلسفه در Fashion Neurosis حرف زد ✨️
🐨: «پس، نظم و انضباط شخصی من همیشه دربارهی این دو چیز بوده:
🐨: "آیا دارم بیش از حد خودم رو کنترل میکنم؟"
🐨: "نه، اشکالی نداره. میتونی بیشتر راحت باشی. 15 سال منتظر این لحظه بودی."
🐨: "نه، دنیا خیلی سریع پیش میره، باید بیشتر هیجان و اشتیاق داشته باشی."
🐨: "نه، باید بیشتر آروم باشی. رفیق، لطفاً یکم آرومتر باش!"»
نامجون دربارهی استایل فرودگاهی، بنگتن، هنر و فلسفه در Fashion Neurosis حرف زد ✨️
🐨: «آره، این تا اینجا آلبوم مورد علاقهی منه. چون جدیدترین آلبومم هم هست. ممنون که متوجهش شدی.»
👤: «آلبوم واقعاً فوقالعاده بود، حتی عکسهاش هم...»
🐨: «اون زمان واقعاً میخواستم از همهچیزی که درگیرش بودم فرار کنم. تمام این مدت همیشه به خودم میگفتم که به خاطر کار و همهی برنامههام سرم شلوغه.
🐨: اما کمکم فهمیدم... زیادی راحت شده بودم. دیگه خیلی کم دنبال چیزهای جدید میگشتم، کمتر یاد میگرفتم و کمتر دنیای هنر بیرون از خودم رو کشف میکردم.
🐨: برای همین وقتی داشتم روی این آلبوم کار میکردم، درست قبل از رفتن به خدمت، واقعاً میخواستم تا جایی که میتونم دور بشم. هرچقدر که میشد، دورتر برم.
نامجون دربارهی تایپ ایدهآلش از نظر شخصیت صحبت کرد ✨️
🐨: «خیلی بهش فکر کردم و دوست دارم تضادهای جالبی رو در شخصیت یه نفر ببینم. چون اگه کسی بتونه همزمان خیلی جدی باشه و در عین حال خیلی بامزه و مسخرهباز هم باشه، شاید عاشق اون آدم بشم...
نمیدونم چرا، شاید چون اگه مدت طولانیای کنار اون شخص باشم، حس میکنم میتونم یه زندگی خیلی شاد و لحظههای خیلی لذتبخشی داشته باشم. میدونی، کلی چیز سرگرمکننده؛ حرف زدن دربارهی موضوعاتی مثل مسائل اجتماعی یا سیاست، و بعد یهدفعه پرسیدن اینکه: "کدوم آبجو رو بیشتر دوست داری، بلژیکی یا آلمانی؟" و جواب دادن: "من کرهای رو ترجیح میدم." چیزهایی مثل این.
فکر میکنم وقتی دوگانگی و تضادهای یه نفر رو میبینم، یه جذابیت خاصی پیدا میکنم. همین دوگانگی...»
🐨: «من وقتی دوگانگیِ یه نفر رو میبینم، چنین جذابیتی پیدا میکنم.»
نامجون دربارهی این صحبت کرد که همه برای این آلبوم چقدر سخت تلاش کردن و چقدر به اعضا افتخار میکنه ✨️
🐨: «در مورد تعریف و تمجیدها، فکر میکنم من فقط بخش کوچیکی از این آلبوم رو انجام دادم، چون خودِ تیم نسبت به قبل خیلی بزرگتر شده و حتی اعضای دیگه هم مسیرهای سولوی خودشون رو شروع کردن و خیلی رشد کردن، برای همین من خیلی به اونها تکیه کردم.
پس من آدم خیلی خوششانسی هستم و از طریق روند ساخت این آلبوم چیزهای زیادی یاد گرفتم. فکر میکنم وقتی برای آلبوم سولوی بعدیام برگردم، میتونم بهتر از این عمل کنم.
پس آره، فکر میکنم این یه فرایند واقعاً زیبا بود.»
وقتی از نامجون دربارهی «استایل فرودگاهی مورد علاقهاش» پرسیدن، در حالی که با اطمینان کامل هم نمیدونست اصلاً استایل فرودگاهی مورد علاقهای داره یا نه، گفت ✨️
🐨: «یادمه حدود سال 2013 یا 2014 بود که با Odd Future آشنا شدم؛ یه گروه هنری که شامل تایلر د کریتور، فرانک اوشن و افراد دیگه بود. من همون لحظه عاشق حالوهوای اونها شدم.
اون زمان پول زیادی نداشتم، برای همین تنها چیزی که میتونستم بخرم، تیشرتهای Golf Wang بود. وقتی الان عکسهای اون دوران رو نگاه میکنم، خیلی بامزه به نظر میرسه. اون تیشرت رو با جورابهای صورتی طرح دونات پوشیده بودم.
اما نمیدونم چرا، اتفاقاً همون رو دوست داشتم. همهی اون چیزها منو یاد زمانی میندازه که هنوز سادهتر و جوونتر بودم.
و تازه فهمیدم که اگه از چیزی خیلی متنفر باشی، آخرش ممکنه کمکم شروع کنی به دوست داشتنش.»
نامجون دربارهی استایل فرودگاهی، بنگتن، هنر و فلسفه در Fashion Neurosis حرف زد ✨️
🐨: «میدونی، گاهی وقتها یه زبان یا حتی فقط یه کلمه میتونه کل دنیای تو رو تعریف کنه.
🐨: برای همین وسواس من نسبت به یه کلمه، یعنی "عادی بودن"، یکی از بهترین راهها برای دور شدن از اون بود. مثل اینکه "تو باید معمولی باشی"، "تو باید یکی از اونها باشی."
🐨: چون من یه زندگی متفاوت و غیرعادی دارم، اما وقتی شروع کردم به وسواس داشتن نسبت به این فکر که "میخوام یه آدم معمولی باشم، فقط میخوام یکی از اونها باشم"، هرچی بیشتر بهش فکر میکردم، احساس میکردم بیشتر ازم دور میشه.
🐨: پس فقط سعی کردم دیگه به مفهوم عادی بودن فکر نکنم.
🐨: "باید خودت رو خاموش کنی، باید حریم خصوصیات رو حفظ کنی، نباید مورد توجه قرار بگیری."
🐨: من فقط... سعی کردم از این طرز فکر فاصله بگیرم.»
نامجون دربارهی استایل فرودگاهی، بنگتن، هنر و فلسفه در Fashion Neurosis حرف زد ✨️
🐨: «پس، نظم و انضباط شخصی من همیشه دربارهی این دو چیز بوده:
🐨: "آیا دارم بیش از حد خودم رو کنترل میکنم؟"
🐨: "نه، اشکالی نداره. میتونی بیشتر راحت باشی. 15 سال منتظر این لحظه بودی."
🐨: "نه، دنیا خیلی سریع پیش میره، باید بیشتر هیجان و اشتیاق داشته باشی."
🐨: "نه، باید بیشتر آروم باشی. رفیق، لطفاً یکم آرومتر باش!"»
نامجون دربارهی استایل فرودگاهی، بنگتن، هنر و فلسفه در Fashion Neurosis حرف زد ✨️
- ۱۲۱
- ۰۲ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط