{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

( 3 تفنگدار )

( 3 تفنگدار )
پارت ۶۴


ماشین بسیار لوکس و براقش حاصل از براقی و خوش درخشش ای با رنگ جذاب خودش آبی تیره زیر پای جونگکوک همچنان به شدت تند و با بالا ترین سرعت به جلو می‌رفت خیلی جدی و خنثی زل زده بود به راه جلویش حتی فرصت نگاه کردن به ماشین ها دیگه ای را نداشت مخصوصا با آهنگ راک black Mafia که بیشترین صدا به خودش گرفته بود و حرارت صدا در ماشین بالا و بالا تر میرفت ... خشن خندید سپس همان طور که هندز فری تو گوشش جا گرفته بود و تماس هر سه وصل شده با لحن گنگی گفت ...
جونگکوک: دیدین چطور گولشون زدم ...
جیمین کم تر از جونگکوک نبود برعکس اش به شدت تند و خشن راننده گی میکرد بلافاصله با لحن خشنی گفت
جیمین: این صدا مزخرفتو گمش کن ...
جونگکوک: عه نمیکنم .. دوست نداری گوش نکن
تهیونگ با اخم غلیظی به دو ماشین های که ازش جلو تر رانندگی می‌کردن زل زده بود حتی هیچ وقت نمی‌خواست که با آن دو نفر که از نظرش تنها پسر بچه هستند رقابت کنه ... همان طور هندزفری تو گوشش بدون هیچگونه آهنگی که د ماشین گفت ...
تهیونگ: بازم شروع میکنید ؟ ...
جونگکوک تو گلو خندید .... جونگکوک: آره جون میده جیمینو عصبانی کنی
ته یونگ: پس کن
کمی سرعتش را تند کرد سپس نزدیک به ماشین جیمین با لحن جدی ای گفت .... تهیونگ: جونگکوک باز نقشت چیه ... جین اینا رو فرستادی کازینو مارو کجا میبری ؟ ..
جیمین با صدا بم کمی خندید سپس با لحن مسخره کردن فرد جلو گفت
جیمین: کلکاشو دوست دارم
جونگکوک: ممنون منم مرموزی هاتو دوست دارم
تهیونگ کلافه از صحبت های آن ها آروم گفت .... تهیونگ: خوب نمی‌خواهی نقشتو بگی مهندس آقا
جونگکوک آروم و پر از پزخندی سپس با صدا گنگی و پزخندی گفت
جونگکوک: قراره بازی بکنیم حاضرم شرط ببندم که این بار ما بردیم
جیمین : بازم شرط ؟
تهیونگ: پس با ماشین جدیدت چطوری ؟ ...
جونگکوک بلند خندید سپس با گنگی گفت.... جونگکوک: تهیونگ بیا با ماشین جدید تو شروع کنیم اما برم ماشین ماله من میشه ..
صدا تهیونگ تو هندزفری جونگکوک چرخید ...
تهیونگ: باشه ...
جونگکوک بلند خندید سپس نگاهی به ماشین جیمین انداخت همان طور جدی به روبه رو خیره بود کمی ازش جلو زد سپس کامیون بزرگی از کنارش رد میشد گوشه لبش را گزید سپس با گنگی فرمون ماشین رو با یک دستش چرخاند سپس با یک سرعت بالا از هوا و طوفان از زیر کامیون مسیر راهش را عوض نمود تهیونگ همچنان چت چتی با صدا بلند کرد سپس زیر لبی فوشی نصارش کرد این پسر آورم قرار نداشت ... ..
اسلاید دو باید دیده بشه تا این بشر رو ببینید چه جوری رانندگی میکرد
دیدگاه ها (۴)

( معجزه زندگی )پارت دوازده خیره بود به آن بچه ای که هنوز هم...

3 تفنگدار )پارت ۶۳جونگکوک: چشم هر چی شما بگید ملکه زندگی من ...

3 تفنگدار )پارت ۶۲از لحن و کنایه اش به خوبی متوجه شدن سپس نر...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 210♡⁠。⁠)فقط صدا...

𝗨𝗻𝗱𝗲𝗿 𝘁𝗵𝗲 𝗿𝗶𝗴𝗵𝘁 𝗵𝗼𝗼𝗽p3تهیونگ کمی جلو رفت. از گوشه چشم نگاهی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط