رمان باز گشت دوباره در حال تایپ نویسنده خودم هستم
رمان باز گشت دوباره در حال تایپ نویسنده خودم هستم
خلاصه:
یک مرد خلافکار که بزرگترین باند در کشور هایی چون (آمریکا ،ژاپن،ایران،هند،ایتالیا ) وخیلی کشور هایی دیگه داشت
این مرد دیوانه وار عاشق همسر خودش بود ولی زمان زایمان همسر او مرگ را در آغوش میگیرد این مرد از عشق واهمه داشت و نمی خواست تک پسرش دچار این بیماری (عشق)شود برای همین......
یک دبیر از خانواده متوسط زمانی که همسرش در بیمارستان .....زیمان میکند و دختری به دنیا می آورد این مرد از زمان تولد دخترش یک افتخار درون خود پرورش میداد ... مردی در بیمارستان از او خواست که کاری کند ولی او حاظر نبود دخترش را .......
بسه دیگه لوس نشین
قسمتی از داستان:
شاهین:قاب عکس نیلی (همسرم) رو در دست گرفتم زول زدم به چشمای دریاییش و زمزمه وار گفتم :
نمیذارم پسرمون دردی که من کشید رو بکشه قول میدم !
صدای سورن با عث شد چشم از قاب بگیرم
سورن-پدر!
-بله
میخواستم راجع به موضوع مهمی باهاتون صحبت کنم!
با این که هفت سالش بود ولی با تربیت های من مثل یه آدم بزرگ حرف میزد و این به نفع خودش بود
-بگو
خلاصه:
یک مرد خلافکار که بزرگترین باند در کشور هایی چون (آمریکا ،ژاپن،ایران،هند،ایتالیا ) وخیلی کشور هایی دیگه داشت
این مرد دیوانه وار عاشق همسر خودش بود ولی زمان زایمان همسر او مرگ را در آغوش میگیرد این مرد از عشق واهمه داشت و نمی خواست تک پسرش دچار این بیماری (عشق)شود برای همین......
یک دبیر از خانواده متوسط زمانی که همسرش در بیمارستان .....زیمان میکند و دختری به دنیا می آورد این مرد از زمان تولد دخترش یک افتخار درون خود پرورش میداد ... مردی در بیمارستان از او خواست که کاری کند ولی او حاظر نبود دخترش را .......
بسه دیگه لوس نشین
قسمتی از داستان:
شاهین:قاب عکس نیلی (همسرم) رو در دست گرفتم زول زدم به چشمای دریاییش و زمزمه وار گفتم :
نمیذارم پسرمون دردی که من کشید رو بکشه قول میدم !
صدای سورن با عث شد چشم از قاب بگیرم
سورن-پدر!
-بله
میخواستم راجع به موضوع مهمی باهاتون صحبت کنم!
با این که هفت سالش بود ولی با تربیت های من مثل یه آدم بزرگ حرف میزد و این به نفع خودش بود
-بگو
- ۲.۶k
- ۱۸ خرداد ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۳۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط