{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای باغبان ای باغبان آمد خزان آمد خزان

ای باغبان ای باغبان آمد خزان آمد خزان

بر شاخ و برگ از درد دل بنگر نشان بنگر نشان


ای باغبان هین گوش کن ناله درختان نوش کن

نوحه کنان از هر طرف صد بی‌زبان صد بی‌زبان


هرگز نباشد بی‌سبب گریان دو چشم و خشک لب

نبود کسی بی‌درد دل رخ زعفران رخ زعفران


حاصل درآمد زاغ غم در باغ و می‌کوبد قدم

پرسان به افسوس و ستم کو گلستان کو گلستان


مولانا
دیدگاه ها (۶)

تو مثل راز پاییزی و من رنگ زمستانمچگونه دل اسیرت شد قسم به ش...

کاش بارانی ببارد قلب‌ها را تر کندبگذرد از هفت بند ما، صدا را...

یکی بود یکی نبودتو این دنیا روزی نبودآدمی بود که خسته بودعاش...

وقتی میگن (یکی بود یکی نبود )یادت می یاد پشت اون یکی بود و ی...

#عید_قربان_مبارکما چه داریم برایت ای عشق! که بریزیم به پایت ...

تهیونگ با همان اخم غلیظ و چهره‌ای که هیچ نوری از مهربانیِ لح...

تهیونگ با همان اخم غلیظ و چهره‌ای که هیچ نوری از مهربانیِ لح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط