{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چند پارتی درخواستی

چند پارتی درخواستی

مافیایی از یونگی


part 2


ویو آت .

همه یه صف بودیم ساعت رو نگاه کردم دقیقا ساعت ۹ یه مرد وارد شد یه استایل کلاسیک و خوشگل داشت

وقتی دیدمش محوش شدم خیلی خوشگل بود که دیدم همه خم شدن سریع خم شدم

ویو یونگی .

راس ساعت ۹ رسیدم بار دیدم همه خم شدن بجز یه دختره که بعد از چند ثانیه اونم خم شد

یونگی . عکسشو نشون بده ( رو به بادیگارد

وقتی عکسش رو دیدم فهمیدم همونه

سریع رفتم جای VIP نشستم

یونگی . رئیس جو

رئیس جو . بله ارباب

یونگی . اون دختره اسمش چی ؟

اسمشو میدونستم ولی نمیخواستم به رو خودم بیارم و میخواستم مطمئن بشم

رئیس . ات یون آت میخواید ببریدش ارباب ؟

یونگی . آره ولی فعلا بگو برام همون همیشگی رو بیاره

رئیس . چشم

رئیس . ات بدو ارباب نوشیدنی میخواد

رئیس . و راستی وقتی کارت تموم شد آماده شو باید بری

آت. چشم کجا ؟

رئیس خودت میفهمی

آت. چشم

ویو ات . رفتم همون ویژگی ۸۷ درصد رو براس بردم

آت. بفرمایید


ویو یونگی .

وقتی اومد سمتمون ویسکی رو با دستمال گذاشت جلوم خم شد که بره عجب سی..نه هایی داشت

یونگی . کجا

آت. سر کارم

یونگی . مگه من‌ اجازه دادم ؟

آت ‌. منم اجازه نخواستم

یونگی . نشنیدم

آت. گفتم منم اجازه نخواستم فک کنم باید سمک بزاری گوشت مردک پیر

رئیس . ات اینجا چه خبر به چه حقی سر ارباب مین داد میزنی هااا

آت. مین همون مافیا ( تو دلش

ات . ببخشید ارباب

یونگی . بلند تر

آت. ببخشید

یونگی . باید جبران کنی

آت. هر طور که بشه جبران میکنم

یونگی . هر طور ؟

آت. بله

یونگی . پس آماده شو

آت. اما

یونگی . گفتی هر طور میتونی جبران کنی

آت. چشم

ورو راوی .
نیم ساعت بعد ات‌ به همراه یونگی رفت اما نمی‌دونست کجا

آت. جناب مین من رو کجا میبرید؟

یونگی . هر جا عشقم بکشه ساکت باش

آت. چشم

رفتیم رسمی یه خونه که چه عرض کنم ۱۰۰۰ برابر خونه ی ما بود درواقع یه قصر وارد شدیم

یونگی . از این به بعد باید خونه‌ی. من بدونی به عنوان ندیمه ی شخصیم

آت. ولی نم...

یونگی . نشنیدم

آت. نمیخوام بمونم

یونگی . پس دلت میخواد بمیری

آت. من چیزی برای از دست دادن ندارم بکش راحتم کن من پیش تو نمیمونم

یونگی . پس ۱۰ ثانیه بهت وقت میدم فرار کنی

آت با شنیدن این حرف با سرعت فرار کرد بعد زا ۱۰ ثانیه یونی با قدم های آروم رفت بیرون تما آت چون نمی نست بره بیرون و بادیگارد ها بهش اجازه نداده بودن زیر مبل قائم شده بود
.
.
.
ادامه دارد ....
دیدگاه ها (۰)

چند پارتی درخواستی مافیایی از یونگی خلاصه داستان : مین یونگی...

زندگی شیرین

وحشی پارت 10+۱۸پرش به صبح روز بعد:تهیونگ: ات قشنگم بیدارشو ا...

استاد بسکتبال جذاب من پارت۱٠ویو یونگی: اماده شدم یه کت و شلو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط