{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عکس کاورمون 👆

عکس کاورمون 👆
دنیای در میان مه و جادو پارت ۱🔮
پسرک مثل هر روز صبح موقع طلوع با روزنه از نور خورشید که به پنجره اتاقش میزنه بیدار میشه
ایزوکو( از این به بعد با 🍀نشون میدم)
🍀: یاعع ههم (خمیازه کشیدن در حالی که دستاشو برده بالا) نام ام... چه روز با نشاطی امید وارم مثل شروعش روز خوبی باشه😊
شروع کرد به اماده شدن و لباس پوشیدن و از طبقه پایین اومد و سمت اشپزخونه رفت( اتاقش تو زیر شیرونیه چون اونجوری میتونه شبا از پنجره سقفی به اسمون نگاه کنه و خیال پردازی کنه )
🍀:سلام مامانی صبح بخیر
💚: اه سلام ایزو چان مادر... بیا بشین صبحونه بخور
🍀: باشه پس بزار به صورتم اب بزنم بیام
💚: باشه مادر جان
خلاصه رفت شست و اومد
[در حال صبحونه خوردن]
🍀:نام.. امم....  میلم مانام.. لاسخی فالاش مباش(ام میگم مامان راستی داداش کجاس) با دهن پر حرف میزنه برا این اینجوریه زبون جدید نیس😂
💚: داداشت یکم زود بلند شد تا بره یکم مطبو برا پدر بزرگت تمیز کنه که بتونن بیمارا رو درمان کنن الانم داره تو اسطبل به اسبا میرسع
🍀:مش نالانزک کخاس(پس بابابزرگ کجاش)
💚:ای خدا ایزو چان مادر چند بار بگم با دهن پر حرف نزن عزیزم خوب نیست
🍀:نام نام( در حال تندخوردن تا اینکه غذاش تموم میشه) باشه مامان خب نگفتی که بابا بزرگ کجاس
💚: اه بابابزرگت اون الان داره به لایوش پیر کمک میکنه که کمر دردش بهتر شه اگه میخوای میتونی تا برادرت سرگرم کار کردن تو زمینه بهش کمک کنی😊
🍀: اخجون خیلیم خب الان می....
میزو:سلاااامممم
میتسو:صبح بخیررر
میزو : هی من زودتر رسید
میتسو:نه من رسیدم( بچه ها یا همون دوقلوها بدو بدو مثل زلزله با صدا بلند اومدن و همش حرفاشون تند تند بود از این به بعد قل دختر میزو با🌼و قل پسر میتسو با این🍄)
🍄هه خیال کردی حلزون
🌼نخیر شم من حلزون نیستم مامان کی زود تر اومد
🍄اره مامان کی زودتر اومدد
🌼معلومه که من بهترمم
🍄نخیر نخیر نخیر😠
🌼 اصلا داداشی جون خوشگلم..کی بهتره..معلومه که تک خواهر عزیزته
🍄هی نخیر من بودم بعدشم خودتو برا داداش لوس نکن قبول نیس
🌼لوس نمیکنم به این میگن زیبایی دخترونه😜
ایزوکو: ام نمیدونم فکر کنم میزو بود من صدا اونو اول شنیدم اه.. اره😅
🍄اهه قبول نیس داداشی..
💚ده بسه دیگه با هر دو تونم بشینید سر جاتون  شما دوقلو ها خونه رو گذاشتید رو سرتون بعد ایزو مادر تو چرا بینشون فرق میزاری بیشتر صداشون در میاری
🍀: ببخشید مامان😓خب دیگه من رفتم
🌼مامانی جون میشه با داداشی برم
💚نخیر اونجا همه سرشون شلوغه تو دستا پاشونی
🍄هاها.. تو بمون اینجا رخت بشور من برم کمک داداشی 😜😜😜
💚نخیر شم تو هم جایی نمیریی اقا بشین همینجا صبحونتو بخور
🍄🌼(باهم) اعع باشه 😓😣
خلاصه ایزوکو رفت پیش پدر بزرگش تو مطب
🍀 سلام بابابزرگ صبحت بخیر
بابابزرگ: سلام نوه ی عزیزم خوش اومدی.. تازه به موقع اومدی اینجا یه عالمه کار هست ..
🍀:باشه بابا جون اومدم
بابابزرگ: میتونی بری برام یکم زنبق کبود بیاری
🍀 باشه..*خب زنبق کجاست اها اینجاس .. * بفرما
👴ممنون ایزو
( بعد شروع کرد با استفاده از ماناش و درمان بیمار طوری که زخم هاش تو یه لحظه ناپدید شد)
ایزوکو هم همینجوری با ناباوری نگاه میکرد درسته تموم عمرش اینشکلی بود ولی هر بار طوری شگفت زده میشد که انگار  بار اولش بود
👴: بفرما اینم از زخمات فقط دفعه بعد حین کار رو زمین مراقب تر باش
مریض: باشه از تو نوتم بخاطر کمک ممنون خدافظ ایزوکو
🍀 ام ..اه خدافط جناب
همینجوری زمان گذشت و بیمارا رفتن اومدن و خب روز خیلی شلوغی بود
تا اینکه وقت ناهار رسید
👴اه نوه عزیزم چه روز شلوغی بود..
🍀 اره خیلی سرمون شلوغ بود
👴 نیت بدی ندارما وی اگه مردم همینجوری زود زود مریض شن نونمون تو روغنه😂😂😂
🍀:از دست تو بابا جون اگه بخوایم اینجوری فکر کنیم که نمیشه
👴بیخیالش ایزو میگم میای بریم ناهار
🍀نه بابا جون من سیرم تو برو
👴باشه پس بیزحمت تا من نیستم اینجا رو یه دست بکش تا تمیز شه..
دیدگاه ها (۰)

دنیایی در میان مه و جادو پارت۲🔮🍀 باشه باباجون تو برو منم به ...

بچه ها نت ندارم تا مدت نیستم😭

اسم: باکوگو کاتسوکی البته همه اونو لرد باکوگو بزرگ کبیر صدا ...

اسم: شوتو تودوروکینژاد: نیمه الف _ انسان ملیت: به عنوان خاند...

نور سبزی در تاریکی

morning bitter

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط