{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

«دردی از حسرت دیدار تو دارم که طبیب، عاجز آمد که مرا چاره

«دردی از حسرت دیدار تو دارم که طبیب، عاجز آمد که مرا چاره درمان تو نیست» چرا که «علاجِ دردِ مشتاقان، طبیب عام نشناسد، مگر لیلی کند درمان، غمِ مجنونِ شیدا را»🍃💔
دیدگاه ها (۱)

حالا من همه جا رو میگردم...💔

ما حسرت دلتنگی و تنهایی عشقیمیعقوب پسر دید،زلیخا که جوان شد....

مثل نزار قبانی عاشقی کنیدوقتی بلقیس (همسرش)رو توی خونه میبین...

#گلبی😍😍

دردی از حسرت دیدار تو دارم که طبیبعاجز آمد که مرا چاره‌ی درم...

﷽#آقاجانم🍁مجنون شدم که راهی صحرا کنی مراگاهی غبار جاده لیلا ...

دردی که مرا هست به مرهم نفروشمور عافیتش صرف دهی هم نفروشمبگد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط