{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

■+ چیزے شدهـــ ْ دڪتر ْ ...؟

■+ چیزے شدهـــ ْ دڪتر ْ ...؟
□- متــــــأسفمــــ ْ ...
■+ ﻣَڹ طآقتشو دآرمــــ ـ ْ
□- یڪـ ْ بیمآرے نآشنآختــہ س ْ !
ڪآرے از دستـــــ مآ برنمیآد..
■+ ینــے چــے ْ ؟
□- قلبتــــ💔ـــ از ڪآر ٰاٌٰفتآدهـ ـ ْ ...
■+ خبـــــــ ـ ْ ...؟
□- اماَ نَفســ ـ ْ میڪشــ ــے ْ !
■+ هــہ ْ
دیدگاه ها (۱)

دغدغش فردا بود، شب مُرد..!

ایـــ ـڹ دنـــیا اگ قشنگــ بــــ ـــود...••<🚬>‌-'اســـ ـــمه...

امروز دوباره دیدمش بعد از 3سال تو تاکسی روی صندلی جلو نشسته ...

غمگینم مثل پسری که به مادرش میگفت؛خدا را چه دیدی!شاید یک روز...

خدمتکار من پارت10که ناگهان چویا دست دازای رو گرفت و کشید سمت...

جیمین آرام گوشی را از روی میز برداشت.بدون اینکه چیزی بگوید، ...

𝐋𝐈𝐋𝐈:: 𝐁𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐭𝐰𝐨 𝐰𝐨𝐫𝐥𝐝𝐬𝐜𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫:: 𝟓𝐰𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫:: 𝐥𝐢𝐥𝐢ـ ویل! وایس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط