{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صبح جمعست و من از عشق تو بیدار شدم

صبح جمعست و من از عشق تو بیدار شدم
ندبه ی چشم تو را خواندم و بیمار شدم

نرگس مست گل روی تو ایمانم برد
چشم بر راه تو در کوچه و بازار شدم

من گرفتار سر زلف تو کن نیم نگاه
با نگاهت ز جهانی همه بیزار شدم

جمعه ها حال من و کوچه ی دل دلگیر است

ناله سر داد دلم وای چه بی یار شدم

کاش این جمعه بیایی گل نرگس طه
که از این زندگی بی تو چه بیزار شدم
دیدگاه ها (۳)

‍ تا عشق خدا هست؛ تنها نیستی.تا مهربانیش بی انتهاست ؛ غمگین ...

یک نفر هست که مثل ِ من و شعرم تنهاست...یک نفر هست که در قافی...

خاطراتم را بده دست پرستو ها برو زجر دارم میکشم خوبم ...همین ...

مرد اگر عاشق شود شب زنده داری میکندزن ولی در عاشقــی ها بیقـ...

عاشقانه

دست کوتاه من و دامن آن سرو بلند؟سایهٔ سوخته‌دل! این طمع خام ...

بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن كوچه گذشتمهمه تن چشم شدم، خیره ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط