{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از زبان حضرت زینب(س) به امام حسین(ع):

از زبان حضرت زینب(س) به امام حسین(ع):

حالا که غیر از چشم های تر نداری

تنهای تنها ماندی و یاور نداری

بگذار تا زینب لباس رزم پوشد

تا که نگوید دشمنت لشگر نداری

من آب می آرم برای اهل خیمه

دیگر نگو آقا که آب آور نداری

بگذار لخته خون ز لب هایت بگیرم

آخر مگر ای نازنین خواهر نداری

تعبیر کن خواب مرا ای یوسف من

حالا که غیر از چشم های تر نداری

می آیم امشب بهر دیدارت به گودال

هر چند دیر است و دیگر سر نداری
دیدگاه ها (۱)

حالا كه غیر از چشم های تر نداریتنهای تنها ماندی و یاور نداری...

حالا كه غیر از چشم های تر نداریتنهای تنها ماندی و یاور نداری...

آن کنیزم که در سرای علیهمچو زهرا شدم فنای علی ریختم عشق را ب...

آن کنیزم که در سرای علیهمچو زهرا شدم فنای علی ریختم عشق را ب...

‌مُحَرَّم!...‌چه شده كه اين قدر باشتاب در حال عبورى؟!...‌بگذ...

یا ام البنین...

#چه_غریب_ماندی_ای‌دل...چه غریب ماندی ای دل ! نه غمی ، نه غمگ...

تو رفتی کربلا روی سرم یکباره ویران شدخودم دیدم ز روی تل که ج...

#شعر_را_ازدست_ندهید..عاشق شدیم ،‌ عاشق و حیران ما شدندقومی ا...

🚩 رثای ثارالله ▪️دارد كه بعد از شهادت حسین بن علی، پیغمبر (ص...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط