{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جــــــــــــــانم رقیه

جــــــــــــــانم رقیه

هرگز سراغ شخص عوامی نمیرویم
مرغیم سوی دانه و دامی نمیرویم

تادرجهان سه ساله ی ما سایه گستراست
زیربلیط هیچ مقامی نمیرویم
دیدگاه ها (۹)

ﻓﺮﻣﺎﻧﺪﻫﯽ ﮐﻞ ﻗﻮﺍ ﺩﺳﺖ ﺭﻗﯿــﻪ ﺍﺳﺖ, .ﺟﺒﺮﯾﻞ ﺍﻣﯿﻦ ﻫﻢ ﺑﺨﺪﺍ ﻣﺴﺖ ﺭﻗﯿـ...

چشم خماردرمدح تو باید که ببندیم دهان راوقتی که بریدند ادیبان...

ای دختر عقل و خواهر دینوی گوهر دُرج عزّ و تمکینعصمت شده پای ...

هر چه زمان میگزردمردم افسرده تر میشوند!این خاصیت دل بستن به ...

چهار روز از تولدت میگذرد..ولی تصمیم بر آن شد که در کنار خانو...

این بانو فیک نویسه لطفا حمایت شه✨💝بخشی از معرفیش:دنیا تصور م...

✦ اولین گناه ✦فصل دوم: مردی که در سایه ایستاده بوداز وقتی به...

نامجون ساکت شد. یه لبخند کوچیک زد و نگاه کرد به پنجره.نامجون...

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

---❖ خاندان روینتا ❖«خونِ ما از پادشاهی‌ها قدیمی‌تر است. جاد...

عمارت ریونتا رو اینجوری تصور کنید

فاصله یک لبخند تا جنون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط