{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بازی_در_خون🍷🔪

بازی_در_خون🍷🔪
پارت سیصد هشت🍷🔪


نیشم شل شد

که سریع اخمی کرد و غرید
+ببندش

سریع بستم
چشمام و آوردم بالا و به چشمای حرصیش دوختم

دوباره سوالش و تکرار کرد
+چیشد که افتادی؟

با بغض گفتم
_سمانه هلم داد

ناباور نگاهم کرد

بعد تک خنده ای کرد
عصبی گفت
+سمانه؟

او هومی گفتم
_چرا؟

شونه بالا انداختم
+اومد گفت تو برای اونی و این چیزا بعد منو هل داد

دستاش مشت شد
صورتش به کبودی داشت میزد

سریع از جا بلند شد
رفت بیرون

وای آرومیفتم و دور بچه بالشت گذاشتم
نمیتونست تکون بخوره
ولی احتیاط شرط عقل بود

شلااام شلااام قشنگااام خوبین عزیزان دلم اینم سه پارت تقدیم. نگاه قشنگتون به مناسبت تولدم سه پارت خفننن🥺🥺🤍🫀
دیدگاه ها (۸)

بازی_در_خون🍷🔪پارت سیصد‌نه 🍷🔪روش یه پتو نازک کشیدم یکم خودم و...

بازی_در_خون🍷🔪پارت سیصد ده🍷🔪اینطوری میخواستم ارومش کنم ارومم ...

تولدمممم مبارک یک روز خوب باتولع سگا ابدیم🥺🥺🥺🥺😘💋🫀

تولدممممممم مبارک یکسال گذشت 🥺🥺🥺🥺🥺🥳🥳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط