بازی_در_خون🍷🔪
بازی_در_خون🍷🔪
پارت سیصدنه 🍷🔪
روش یه پتو نازک کشیدم
یکم خودم و مرتب کردم رفتم بیرون
به محض رفتن به بیرون صدای داد و عربده کوروش و میشنیدم
از پایین می اومد
انقدر بلند بود که تا بالا واضح می اومد
در و بستم
با پای گج گرفته و یه پایی که داشتم به زور داشتم راه میرفتم
رفتم پایین
صورتش سرخ بود
همه خدمتکارا سر به زیر اونجا بودن
رو به اونا داشت عربده میکشید
سریع رفتم جلو
داد کشید :
+اون دختره عوضی رو همین الان ندین تک تکتونو بیچاش کنید
دستشو گرفتم
برگشت
با دیدن من اخم کمرنگی کرد
نفساش تند بود
با حرص آروم غرید
+میخوابیدی...
باید ارومش میکردم
نمیشد اینطوری بمونه سکته میکرد
با لبخند گفتم
+باید آقامون پیشم باشه خوابم ببره
پارت سیصدنه 🍷🔪
روش یه پتو نازک کشیدم
یکم خودم و مرتب کردم رفتم بیرون
به محض رفتن به بیرون صدای داد و عربده کوروش و میشنیدم
از پایین می اومد
انقدر بلند بود که تا بالا واضح می اومد
در و بستم
با پای گج گرفته و یه پایی که داشتم به زور داشتم راه میرفتم
رفتم پایین
صورتش سرخ بود
همه خدمتکارا سر به زیر اونجا بودن
رو به اونا داشت عربده میکشید
سریع رفتم جلو
داد کشید :
+اون دختره عوضی رو همین الان ندین تک تکتونو بیچاش کنید
دستشو گرفتم
برگشت
با دیدن من اخم کمرنگی کرد
نفساش تند بود
با حرص آروم غرید
+میخوابیدی...
باید ارومش میکردم
نمیشد اینطوری بمونه سکته میکرد
با لبخند گفتم
+باید آقامون پیشم باشه خوابم ببره
- ۴.۰k
- ۰۱ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط