part15

میتونی بهم بگی چی شده؟
-.....
شرمنده من تا حالا توی یه همچین موقعیت هایی نبودم احتمالا.......نه حتما دلت درد میکنه.
 سرش و آروم تکون داد متوجه شدم که خجالت میکشه......آها این سلول یه چشمه مصنوعی آب گرم هم داره
میتونی بلند شی؟
_اوهوم
میتونی دستم و بگیری
دستم و دراز کردم با تردید دستم و گرفت وبلند شد و چند قدم با حالت خمیده راه رفت اما تعادلش و از دست داد داشت می افتاد که توی بغلم کشیدم شو براید استایل بغلش کردم
_هی هی دا...داری چیکار میکنی؟
هیسس
(ویو بورام)
وقتی اون جوری بقلم کرد بهم حس آرامش دست داد حسی که خیلی وقته نداشتمش برای اولین بار بعد ده سال احساس کردم یه نفر حواسش بهم هست ولی تا الان هم دارم چوب سادگیم رو میخورم
_لطفا بزارم زمین میتونم خودم راه برم
دیگه رسیدیم
خم شد تا بزارتم زمین اما چرا اینجوری؟(منظور به حالت دراز کشیده)با خیس شدن پشتم دستم و محکم دور گردن جیمین حلقه کردم
چیزی نیست چشمه آب گرمه به دردت کمک میکنه

달의 늑대인간🌑


❤❤
دیدگاه ها (۴)

part16

part17

part14

سلام بر و بچ چه خبرا؟بچه ها شرمنده به مدت نبودم و فعالیت ندا...

اولین مافیایی که منو بازی داد. پارت۱۶

پارت ۹۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط