{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
.
.
از پرندگان مهاجر، عاشق تر است...
زنی را دیدم که زندگی برایش پرواز است...
زنی را در بیابان دیدم
در توهم
که پرواز می کرد
من زنی را دیدم در نمای پرستو...
و پرندگان مهاجری را دیدم که به سیمای زنی در آمدند...
من در توهمِ زن و پرواز و پرنده مانده ام،
که هر سه مهاجرند...
دیدگاه ها (۳)

...تا خدا هست، هیچ لحظه ای آنقدر سخت نمیشود که نشود تحملش کر...

میخواستم توقلبت خونه کنم اما زمینش گرونه، ما که فقیریم توچشا...

..

مهرسانا خانم گل

زنی که در رمان حضور دارد، برای رسیدن به مرد مورد علاقه‌اش له...

گاهی آدم‌ ها تمام عمرشان را کنار کسی می‌گذرانند که سهم حضورش...

همسر پادشاه مین

داستان عاشقانه جدید

🌿🦆💚 پارک ملی بوجاق؛ جایی که طبیعت، آرامش و زندگی در کنار هم ...

🌿 قسمت پنجم وقتی فاطمه ماند و بچه‌هایش...فاطمه هنوز جو...

فصل دومپارت نوزدهم | آخرین روزهای انتظارسه هفته مانده بود......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط