{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Little engel

Little engel
فرشته کوچولو
پارت:⁴
همه ی سربازا و همینطور سونگمین جلوی چان تعظیم کردن و رفتن
🌀
دکتر سلطنتی:حالشون خوبه پادشاه فقط از این پمادی که نوشته شده تهیه بشه و به بال هاشون بزنن و بعد اینکه چرب شد حمام کنند و تعظیم کرد و رفت
هان:فلیکس چرا بهم خبر ندادی که رفتی توی اون جنگل
فلیکس:(اخم کیوتی کرد و گفت:هیونگ دلم خواست من یه ولیعهدم چرا باید همش اجازه بگیرم دوست داشتم یکم تمرین کنم
هان:دقیقا بخاطر اینکه امروز اینطوری شدی باید اجازه بگیری فلیکس
فلیکس:اجازه نمیگیرممم (با لجبازی گفت و انقدر کیوت بود که قند تو دل آب میکرد)
هان: حداقل تنهایی نرو
فلیکس:باشه
🌀
سونگمین: فلیکس بیدار شو امروز جشن سلطنتی داریم
فلیکس: فقط یکم دیگه بزار بخوابم و عروسکشو محکم تر بغل کرد
سونگمین: فلیکس نمیشه خیلی دیر شده
فلیکس:اَههه باشه و بیدار شد
🌀
فلیکس: بنظرت کدوم لباسو بپوشم؟
سونگمین:آبی بهت نمیاد اون سفیده رو بپوش
فلیکس:پس من آبی رو می‌پوشم و یه لباس آبی رنگ برداشت و سونگمین هم رفت بیرون
فلیکس:اولین بار بود که لباس آبی رنگی رو به تن می‌کنه و یه بالم لب صورتی و یه حجم دهنده لب زد که لباشو خیلی خوردنی نشون میداد و یه ادکلن که بوی کارامل میداد رو زد که با رایحش فوق العاده بود و اومد بیرون
سونگمین: ولیعهد فکر نمی‌کردم انقدر بهتون بیاد
فلیکس: خیلی قشنگه مگه نه؟
سونگمین:بله علیاحضرت
فلیکس:یادت باشه تنها شدیم به اسم صدام کنی
سونگمین:سرشو تکون داد و رفتن پایین
و سوار ماشین شدن
فلیکس:هیونگ داریم کجا میریم؟
هان: چقدر خوشگل شدی داداش کوچولوم،چان دعوتمون کرده که بریم اونجا
فلیکس:ذوقی کرد و گفت:اولین باره با اسم کسیو صدا زدی
هان:لبخندی به کیوتی برادرش زد و راه افتادن
لایک کنید🗣️
دیدگاه ها (۰)

Little engel فرشته کوچولو پارت:⁵🌀چان:خوش اومدین پادشاه لی و ...

Little engel فرشته کوچولو پارت:³سونگمین:تعظیم کرد و به سرعت ...

درودتا فردا شب شرطا رسید که رسید نرسید هیونلیکسم پاک میکنم👌🏻...

Feeling between the frames p1

I found you again-part 11

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط