خسته شدم از نبودنت
خسته شدم از نبودنت
خسته شدم از قلمی
که فقط از تو
برای تو مینویسه
خسته شدم از قلبی
که
فقط برای تو
به عشق تو می تپه
خسته شدم از زندانی
که تمام دیوار های آن
از یاد تو پر شده
و فقط تو میدانی که
این دیوار ها هیچ وقت در نمیشوند
و یادت هیچ وقت
حتی به خاطره هم
تبدیل نمیشوند
خسته شدم...
چقدر دوری...
چقدر فاصله...
چقدر انتظار
خسته شدم از قلمی
که فقط از تو
برای تو مینویسه
خسته شدم از قلبی
که
فقط برای تو
به عشق تو می تپه
خسته شدم از زندانی
که تمام دیوار های آن
از یاد تو پر شده
و فقط تو میدانی که
این دیوار ها هیچ وقت در نمیشوند
و یادت هیچ وقت
حتی به خاطره هم
تبدیل نمیشوند
خسته شدم...
چقدر دوری...
چقدر فاصله...
چقدر انتظار
- ۱.۹k
- ۱۸ مهر ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط