{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سهپارتی

#سه_پارتی


Part۱

ات:یک دختر خیلی هیجانی برون گرا عاشق دنسه و خیلی چشن اینارو دوست داره کلا خیلی خوشگذرونه و عاشق رانندشه و چون مامان و باباش دیگه بچه دار نمیشن خیلی روش حساسه بخواطر همین براش راننده گرفتن

نامجون: پسر خیلی پولدار یک شرکت فشن داره  و عاشق دختری به نام ات شده و بخواطری که بدستش بیاره رانندش شده

نامجون ویو
امروز بهم گفتن ات میخواد ساعت ۱۰ شب به یک چشن بره و باید ببرمش ای خداااااااااا این دختره به یک جشنایی میره که پره پسره و لباسای بازی میپوشه هوففففف بزار موقعی که ماله من شدی اگه بزارم همیچین لباسای بپوشی ساعت4:00عصر و الان باید برم خانومو  از پیش دوستش که پسره بیارم هوفففففف این دختر تا منو نکشه ول کن نیست باید همینطور منو حرص بده

پرش زمانی به ساعت 10 شب..............................................................

نامجون ویو
منتظر خانوم بودم تا بیاد هوفففففففف یااااااا امام زماننننن این اصلا لباس نمیپوشید سنگین تر بود(عکس لباسو میزارم) یاااا خداااااا هوففففف
پرش زمانی به بار..................................................................................


ات ویو
پیاده شدم رفتم تو بچه هارو دیدم رفتم پیششون
ات:هاییییییی
لیاندا:اووووو ات لباسشو نگاه کن چه خوشگله
ات:آره خب من همیشه خوشگلم(عشوه)
لیاندا:برو بابا عشوه میاد (خنده)
جیا:بریم بشینیم
ات:اوکی

گارسون اومد
گارسون:چی میل دارید
همه:الکل ۴۰ درصد
ات:میشه برام ۹۵ درصد باشه
گارسون باشه الان براتون میارم
میشا:ات زیادی نیست
ات:من جنبم بالا

نامجون ویو
نمیتونستن همینطور ولش کنم رفتم رو یکی از میزا نشستم و نگاشون کردم و یک الکل ۵۹ درصد سفارش دادم


پرش زمانی به ۱ شب..............................................................................



#درخواستیـــ
دیدگاه ها (۰)

#سه_پارتیPart2نامجون ویو دیدم ات داره خدافظی میکنه پس پاشدم ...

#سه_پارتی Part3ات ویواز خواب بیدار شدم دیدم بغل نامجونم گریم...

#چند_پارتیPart6جین:پی دی نیم زنگ میزهیونگی :بده ببینم باز چی...

#چند_پارتیPart5یونگی:سلاممممم ما اومدیممممممته:سلام او شما خ...

خون آشام پنهان ۱۶

... ددیه حیرت انگیز من پارت ۶...

#پارت1#هکرافسانهای ات ویو: امروز بعد از سالها میتونم برم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط