پارت
#پارت1
#هکرافسانهای
ات ویو: امروز بعد از سالها میتونم برم کره پس گفتم لینو هم بیاد که اونم چند وقت پیش بهم گفته بود میخواد از ایران بره کره و یه هکر فوقالعاده بشه پس منم تو دانشگاه ای تی خوندم و با سایتایی که طراحی کردم تونستم کلی پول بگیرم و خداروشکر ویزامم اومد به لینو زنگ زدم
لینو ویو: ویزات اومد؟؟؟؟؟؟
ات ویو: بله که اومد خره بلاخره میتونیم بریم🥹
لینو ویو: پرواز ساعت ۱۰ و نیم شبه
ات ویو : ساعت ۱۲ ظهره من برم وسیله هامو جمع کنم توام جمع کن
لینو : چشم عباس اقا منتظر بودم تو بگی😑
ات : گمشو بای🤣
لینو: بای🥸
ات ویو: لباسامو جمع کردم و کلی ظرف و وسایلامو برداشتم اونجا که خونه بگیرم دیگه اینجارو میفروشم
پرش زمانی ساعت ۷
ات : بلند شدم رفتم حموم کارامو کردم روتین پوستی و ارایش اماده شدم چمدونمو برداشتم اسنپ گرفتم رفتم دم خونه لینو با ماشین لینو رفتیم فرودگا
ات: استرس دارم🥸
لینو: تروخدا باز شروع نکن
ات: باش
پرش زمانی ۱۳ ساعت بعد فرودگاه سئول
ات: من باورم نمیشههههههه
لینو: خری دیگه🤣
ات: یاااااا😑
لینو: درد بریم هتل اول وسایلو بچینم باید بریم دنبال خونه
ات: اوکی
ات و لینو ویو: رفتیم هتل کارامونو کردیم قهوه خوردیم لباس پوشیدیم لینو لباس دخترونه پویشد و من طبق معمول پسرونه
تو خیابونا قدم میزدیم برای دیدن خونه ها و محله ها چند تا خونه دیدیم و یکیش از همه بهتر بود و داشتیم توی یه کوچه ای که مردم خیلی زیاد بودن داشتیم قدم میزدیم که ببینیم کدوم بهتره که.....
خماری🥸🤣
#هکرافسانهای
ات ویو: امروز بعد از سالها میتونم برم کره پس گفتم لینو هم بیاد که اونم چند وقت پیش بهم گفته بود میخواد از ایران بره کره و یه هکر فوقالعاده بشه پس منم تو دانشگاه ای تی خوندم و با سایتایی که طراحی کردم تونستم کلی پول بگیرم و خداروشکر ویزامم اومد به لینو زنگ زدم
لینو ویو: ویزات اومد؟؟؟؟؟؟
ات ویو: بله که اومد خره بلاخره میتونیم بریم🥹
لینو ویو: پرواز ساعت ۱۰ و نیم شبه
ات ویو : ساعت ۱۲ ظهره من برم وسیله هامو جمع کنم توام جمع کن
لینو : چشم عباس اقا منتظر بودم تو بگی😑
ات : گمشو بای🤣
لینو: بای🥸
ات ویو: لباسامو جمع کردم و کلی ظرف و وسایلامو برداشتم اونجا که خونه بگیرم دیگه اینجارو میفروشم
پرش زمانی ساعت ۷
ات : بلند شدم رفتم حموم کارامو کردم روتین پوستی و ارایش اماده شدم چمدونمو برداشتم اسنپ گرفتم رفتم دم خونه لینو با ماشین لینو رفتیم فرودگا
ات: استرس دارم🥸
لینو: تروخدا باز شروع نکن
ات: باش
پرش زمانی ۱۳ ساعت بعد فرودگاه سئول
ات: من باورم نمیشههههههه
لینو: خری دیگه🤣
ات: یاااااا😑
لینو: درد بریم هتل اول وسایلو بچینم باید بریم دنبال خونه
ات: اوکی
ات و لینو ویو: رفتیم هتل کارامونو کردیم قهوه خوردیم لباس پوشیدیم لینو لباس دخترونه پویشد و من طبق معمول پسرونه
تو خیابونا قدم میزدیم برای دیدن خونه ها و محله ها چند تا خونه دیدیم و یکیش از همه بهتر بود و داشتیم توی یه کوچه ای که مردم خیلی زیاد بودن داشتیم قدم میزدیم که ببینیم کدوم بهتره که.....
خماری🥸🤣
- ۱۳۴
- ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط