نیمه ی من
part 16
ویو ات . با صدایی
از خواب بیدار شدم دور و برم رو نگاه کردم صدا از اتاق ته راه رو میومد
رفتم و در رو باز کردم دختری پاهاش رو بغل کرده بود و داشت بی صدا اما با هق و هق گریه میکرد رفتم کنارش
ات . حالت خوبه ؟
دختره . آ.. هق .. آره
ات . اینجا چیکار میکنی
دختره . هیییچی
کل اتاق رو نگاه کردم از تخت شلخته از وسایلی که اونجا بود از حالت دختره یه چیزایی فهمیدم
ات . کی بود ؟
تا این حرف رو زدم دختره بلند بلند زد زیر گریه بغلش کردم حسش رو درک میکردم
ات . هیسسس آروم آروم چیزی نیست آروم آروم
دختره . م..من نمیخواستم نمیخوا...
ات . هیششش باش باش آروم باش
توی بغلم که آروم شد بردمش بیرون داخل حیاط
ات . خب بگو چی شد
دختره . خب اون ۲ ماه بود با من بود
دیروز گفت که با دوستاش بیایم اینجا منم قبول کردم
اون مست بود اما کاملا هوشیار او..اون با من
دوباره زد زیر گریه
ات . باش نمیخواد بگی
چند سالته ؟
دختره . ۱۷
ات . چیی
دختره . ۱۷
ات . توی ۱۷ سالگی آخه
دختره . تو خودت مگه چند سالته
ات . ۱۹
دختره . تو هم سنت از من بیشتر نیست
ات . درسته کی بود ؟
دختره . اسمش روما بود ۲۴ سالش بود فقط دنبال رابطه بود نه چیز دیگه همیشه حرکتای هیزانه ای میزد ولی من متوجه نشده بودم اون اون یه مافیا بود من میترستم
ات . باش از اینجا که رفتیم مطمئن شو حامله نشدی بعدش من خودم کمکت میکنم و اون عوضی رو هم میندازیم زندان
.
.
.
.
ادامه دارد.....
سلام خب باید بگم که من از اونجایی که خیلی خیلی مطمئن بودم که دیگه قرار نیست برگردم تمام عکس و کاور ها رو پاک کردم و کاور جدید نیمه ی من همینه فیک بعدیمون هم از جنگکوک و منتظر باشید 😋❤
شرط ها .
لایک . ۷
کامنت . ۳
فالو . ۴
بازنشر . ۳
ویو ات . با صدایی
از خواب بیدار شدم دور و برم رو نگاه کردم صدا از اتاق ته راه رو میومد
رفتم و در رو باز کردم دختری پاهاش رو بغل کرده بود و داشت بی صدا اما با هق و هق گریه میکرد رفتم کنارش
ات . حالت خوبه ؟
دختره . آ.. هق .. آره
ات . اینجا چیکار میکنی
دختره . هیییچی
کل اتاق رو نگاه کردم از تخت شلخته از وسایلی که اونجا بود از حالت دختره یه چیزایی فهمیدم
ات . کی بود ؟
تا این حرف رو زدم دختره بلند بلند زد زیر گریه بغلش کردم حسش رو درک میکردم
ات . هیسسس آروم آروم چیزی نیست آروم آروم
دختره . م..من نمیخواستم نمیخوا...
ات . هیششش باش باش آروم باش
توی بغلم که آروم شد بردمش بیرون داخل حیاط
ات . خب بگو چی شد
دختره . خب اون ۲ ماه بود با من بود
دیروز گفت که با دوستاش بیایم اینجا منم قبول کردم
اون مست بود اما کاملا هوشیار او..اون با من
دوباره زد زیر گریه
ات . باش نمیخواد بگی
چند سالته ؟
دختره . ۱۷
ات . چیی
دختره . ۱۷
ات . توی ۱۷ سالگی آخه
دختره . تو خودت مگه چند سالته
ات . ۱۹
دختره . تو هم سنت از من بیشتر نیست
ات . درسته کی بود ؟
دختره . اسمش روما بود ۲۴ سالش بود فقط دنبال رابطه بود نه چیز دیگه همیشه حرکتای هیزانه ای میزد ولی من متوجه نشده بودم اون اون یه مافیا بود من میترستم
ات . باش از اینجا که رفتیم مطمئن شو حامله نشدی بعدش من خودم کمکت میکنم و اون عوضی رو هم میندازیم زندان
.
.
.
.
ادامه دارد.....
سلام خب باید بگم که من از اونجایی که خیلی خیلی مطمئن بودم که دیگه قرار نیست برگردم تمام عکس و کاور ها رو پاک کردم و کاور جدید نیمه ی من همینه فیک بعدیمون هم از جنگکوک و منتظر باشید 😋❤
شرط ها .
لایک . ۷
کامنت . ۳
فالو . ۴
بازنشر . ۳
- ۲۲.۳k
- ۲۴ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط