وحشی
وحشی
پارت 23
+۱۸
تهیونگ: ات پاشو از رو تخت
ات:(گریه)
تهیونگ: گریه نکن
ات: هق.. اون هق هق. اون دست از سر من و تو برنمیداره هق هق
تهیونگ: دفعه بعدی میکشمش گریه نکن
ات: امشبمون خراب شد
تهیونگ: نچ نمیزارم خراب شه لباسی که گفتمو بپوش
ات: باشه
تهیونگ: پایین منتظرم
ات: باشه
ویو ات:
لباسی رو که تهیونگ گفت پوشیدم جلوی ایینه خودمو نگاه کردم
خیلی باز بود (عکسش هست)
یه شرتک لی سفید هم از داخل چمدونم برداشتم چون به نظرم خیلی به لباسم میومد پوشیدم و رفتم پایین تهیونگ هم یه شلوارک مشکی پاش بود و کنار استخر دراز کشیده بود و خوابش برده بودرفتم اروم بالا سرش
ات: تهیونگ اگه خوابت میاد بزار برا یه روز دیگه الان بخواب (اروم)
تهیونگ: چه جذاب شده دختر من نه عزیزم این شب قطعیه
ات: باش پس بلند شو تهیونگ ولی من هنوز به سن قانونی نرسیدم و حسم میگه این کارمون اشتباه
تهیونگ: تو که تهش مال منی
ات: نمیدونم
تهیونگ: هستی خب یادت باشه که این بدن سفیدت فقط براااا...
ات: توعه
تهیونگ: افرین کسی نباید جز من اینوووو.....
ات: ببینه
تهیونگ: افرین
ات: تهیونگ این مسخره بازیا چیه من واقعا استرس دارم میترسم
تهیونگ: از چی بترسی
ات:.....
تهیونگ: ترس نداره
ات:.... دردش....... دردش.... بدجوری از دردش میترسم
تهیونگ: اصلا نترس هیچی نیست
ات:..... اوم...... باش...
تهیونگ: من برم چندتا پتو بیارم که از اب دراومدی سرما نخوری
ات: باشه
ویو ات:
تهیونگ رفت از تو ماشین پتو بیاره دستام میلرزید یه حس بد داشتم اما خب نمیخواستم دل تهیونگ رو هم بشکنم برای همینم تصمیم گرفتم امشب اونجوری که تهیونگ میخواد باشم...
پایان ویو ات•
تهیونگ: اینم از پتو ها میزارمشون اینجا
ات: باش
پارت 23
+۱۸
تهیونگ: ات پاشو از رو تخت
ات:(گریه)
تهیونگ: گریه نکن
ات: هق.. اون هق هق. اون دست از سر من و تو برنمیداره هق هق
تهیونگ: دفعه بعدی میکشمش گریه نکن
ات: امشبمون خراب شد
تهیونگ: نچ نمیزارم خراب شه لباسی که گفتمو بپوش
ات: باشه
تهیونگ: پایین منتظرم
ات: باشه
ویو ات:
لباسی رو که تهیونگ گفت پوشیدم جلوی ایینه خودمو نگاه کردم
خیلی باز بود (عکسش هست)
یه شرتک لی سفید هم از داخل چمدونم برداشتم چون به نظرم خیلی به لباسم میومد پوشیدم و رفتم پایین تهیونگ هم یه شلوارک مشکی پاش بود و کنار استخر دراز کشیده بود و خوابش برده بودرفتم اروم بالا سرش
ات: تهیونگ اگه خوابت میاد بزار برا یه روز دیگه الان بخواب (اروم)
تهیونگ: چه جذاب شده دختر من نه عزیزم این شب قطعیه
ات: باش پس بلند شو تهیونگ ولی من هنوز به سن قانونی نرسیدم و حسم میگه این کارمون اشتباه
تهیونگ: تو که تهش مال منی
ات: نمیدونم
تهیونگ: هستی خب یادت باشه که این بدن سفیدت فقط براااا...
ات: توعه
تهیونگ: افرین کسی نباید جز من اینوووو.....
ات: ببینه
تهیونگ: افرین
ات: تهیونگ این مسخره بازیا چیه من واقعا استرس دارم میترسم
تهیونگ: از چی بترسی
ات:.....
تهیونگ: ترس نداره
ات:.... دردش....... دردش.... بدجوری از دردش میترسم
تهیونگ: اصلا نترس هیچی نیست
ات:..... اوم...... باش...
تهیونگ: من برم چندتا پتو بیارم که از اب دراومدی سرما نخوری
ات: باشه
ویو ات:
تهیونگ رفت از تو ماشین پتو بیاره دستام میلرزید یه حس بد داشتم اما خب نمیخواستم دل تهیونگ رو هم بشکنم برای همینم تصمیم گرفتم امشب اونجوری که تهیونگ میخواد باشم...
پایان ویو ات•
تهیونگ: اینم از پتو ها میزارمشون اینجا
ات: باش
- ۱۹.۹k
- ۱۰ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط