{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چرا صبح مرا زندانی پیراهنت داری

چرا صبحِ مرا، زندانیِ پیراهنت داری؟
تو که خورشید را، چون خونِ جاری در تنت داری

دو سار از چشم‌هایِ تو به یکدیگر نشان دادند
دو مُرغِ سینه سُرخی را که در پیراهنت داری

لبت را غُنچه کن، بُرده به سویَم با نفس‌هایت
همه گُل‌برگ‌هایی را که رویِ ناخُنت داری

#حسین_منزوی


‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌🍃🥀🍃
دیدگاه ها (۰)

🌺🌿سلام ای صبـح نگاه آبی آسمان🌿🌹ای شکوه آفرینش طراوت همیشه🌺🌿د...

سلام 😊✋صبحتون پر طراوت و دل انگیز☕️🌸🌺به این روز زیبا🍃خوش آمد...

🌿ســــــلام 🌾صبح زیباتون بخیر🌿امیدوارم امروز و هر روز🌾دلتون ...

🍒🌱به تماشای چشمانت آمده بودم جایی که سهم  نگاهم در به جا مان...

پارت۳بورام بعد از رفتن کوک رفت بالا و رفت داخل حمام و بعد وق...

{ 𝐵𝑒𝓉𝓌𝑒𝑒𝓃 𝓉𝑜𝓌 𝓈𝓅𝒶𝒸𝑒𝓈 }𝒫𝒶𝓇𝓉  ³².. خروجی‌م رو ثبت کردم و بیرون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط